تبليغاتX
خاطره هاتو نگه دار

 

 

 

خداحافظ را نمی گویم دگر

 

و نوشتم :

 

چای داغ و قلم و یک کاغذ

 

مادری دست به دعا

 

بوی اسفند می آید از خانه ما

 

و دوباره

 

دلتنگی و هوای رفتن

 

دل من می گوید  :

 

دلتنگی بد نیست وای اگر عاشق باشی و دلتنگ

 

از چه می ترسم من

 

خدایی دارم که در این نزدیکی است و مرا می خواند

 

همه چیز از باران شروع شد

 

منو باران شاید همسایه دیوار به دیوار هم هستیم

 

(( آن مرد در باران آمد ))

 

می کشاند به کجا ما را این تقدیر

 

اما من راسخ و پا برجا

 

کمکم کن یارب

 

باز هم

 

 

 

LOVE 

 is

the river of life in this world

Think not that ye know it who stand at the little

tinkling rill , the first small fountain

 

 

عشق رود زندگی در جهان است

 

 میندیش که با دیدن جویباری کوچک ،

 یا با رسیدن به نخستین چشمه حقیر ،

 عشق را شناخته ای .

 



جمعه دوم اسفند 1387 |

 

صحبت از  دلتنگي و خستكي و بي حوصلگي و ...

خلاصه اين بهونه هاي بچه - سوسو ل - هاي  امروزي نيست ،

صحبت از بي وفايي و نامهربوني

                          و عشقي كه افسانه شد هم نيست ،

صحبت از خشنودي و رضايت اون بالائيه ،

صحبت از شاد كردن دل دوتا فرشته است ،

صحبت از زيستن چند دهه اي ما 

                           توي اين دنياي رنگارنگه و البته رفتن ،

صحبت از غرور نابجاست كه شايد علتش فقر زياده ،

صحبت از آرايش آدمكهاست واسه شخصيت ،

آدمكهايي كه به نون شبشون محتاجن ،

 صحبت از اون ماشين مدل بالائيه 

 با end اسپيدش رونده ميشه

و اگه جا خالي ندي مخت پهنه رو آسفالت ،

خلاصه كه :

    در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور

         صحبت از مرگ محبت مرگ عشق

            گفتگو از مرگ انسانيت است

و مني كه با كتابي در دست از كنار اين همه صحبت میگذرم

مني كه غرق در بيكاري منم ؛ آشفته و مبهم ، پر از رمز و راز

مني كه در قالب دو شخصيتم : بد و بدتر

مني كه مسلمانم و  شيعه  و به زعم خودم :

 (اگه من نرم بهشت كي بره ؟)

قربونت برم دخت نبي  هنوز ميخواي شفاعتمون كني ؟

سرتونو درد نيارم رفقا ٬ ما هم رفتيم ،

       رفتيم تا با غم ديرينمون تا هستيم بسازيم و بسوزيم  

 

 

Ardez.blogfa.com

 

توي روزهاي سخت و طاقت فرسايم اول خدا بعد هم خودت ، آرومم مي كردي

كلي باهات حال كردم -  دو سه سالي شد -   چه روزهایی با هم داشتیم –

خاطره دارم ازتو خاطره هاتو نگه دار ازمن

آقا ما رو حلال كنيد  تو رو خدا

نظراتونو مي خونم

خداحافظ



دوشنبه بیستم خرداد 1387 |

اتوبوس داشت منو می برد به سوی زادگاهم ؛

 

                                   زادگاه  پر از دردم ، زادگاه پر از فقرم

 

                                                                        برای همیشه

در تمنای خواب بودم و خسته ولی خوشحال ؛

دوران خدمتم تموم شده بود مثل دوران تحصیلم (بیادماندنی تر و پرفایده تر)

حال من مونده بودم و یک راه دور و دراز و تاریک .

اونقدر تاریک که جلوی پامو نمی دیدم .

من باید فرصتهای از دست رفتمو جبران می کردم چون دیگه جایی برای ریسک و امهال و سهل انگاری من نمونده بود . یه صدایی مدتها بود گوشم رو آزار میداد :

                                    (( حقتو بگیر  ... از همه ... از همه آدما ))

 

حالا دیگه کامل شده بودم یک مرد کامل . باید قدم در جاده زندگی میذاشتم ؛

 

                                        محکم ، با ایمان و با اعتماد به نفس .

 

خلیل آسا به نبرد بتهای ناتوانیم می رفتم .توی این راه فقط یکی همسفرم بود ؛

خدایا حضورا رو احساس می کنم ،

                              و جودت رو درک می کنم ،

                                         و مثل همیشه کمکت رو طلب می کنم

 



جمعه ششم اردیبهشت 1387 |

 

آدم ها، پشت هم جا خالی می دهند،

   کسانی که لاف دوستی میزنند بیشتر. 

    پشت هم، جا خالی میدهند،


وقت هایی که میگویی هوایم را داشته باش،

  وقت هایی که میگویی چقدر به هم ریخته ای،

    وقت هایی که از یک طوفان عظیم باز میگردی

آدم ها مدام جا خالی میدهند


                                      یک بار،دو بار،سه بار،دو بار...


                                                       آن ها که لاف دوستی میزنند بیشتر!


میدانم که دیگر نباید به آدمی،غریبه ای،آشنایی بگویم به آرامش نیاز دارم

دیگر نباید بگویم روزهایی،روزهایی خاص افسرده میشوم
نه من دیگر هرگز برای کسی نمیگویم هوایم را بچسب،هوایم را خوب بچسب

میدانم،

                          باز ...

اومدن بهار و راهی شدن زمستون رو به همتون تبریک می گم

سال نو  مبارک

سال پر از خوبی و ایمان و پیشرفت روزافزون رو برای شما آرزومندم



سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 |
یکی بود یکی نبود

                      زیر گنبد کبود

                                       غیر از خدای مهربون هیچکی نبود

 

یه دست خوب و مهربون بود یه دست پاک و بی ریا . اون نوازشگر

دستای ناامید و یاریگر دستای محتاج بود .

و روزهاشو با پاک کردن اشکای دستای دیگه به شب میرسوند اما یه چیزی کم کم

داشت قلب اونو می شکست اونم بی مرامی و نامردمی دستای دیگه بود که دل شکسته و رنجورش کرده بودن.

یه شب تاریک ناراحت و ملول گوشه ای نشسته بود و با خودش خلوت

کرده بود  رو به اسمون کرد و آهی کشید : خدایا اینه جواب خوبی های من .

اما این فقط سکوت شب بود که گوش اونو نوازش می داد . توی همین

 احوال بود  فکر کرد دید اون یکی از مخلوقات خداست  خدایی که دانا

 و تواناست خدایی که محبت و بخشش و گذشت کارشه خدایی که

گفته :  با همه این اوصافی که من دارم ولی این انسان ...

 

 (( ان الانسان لربه لکنود ))

همانا انسان نسبت به پروردگارش ناسپاسه

 

خوب این بود که دست خوب قصه ما هم کمی خوشحال شد و فهمید

وقتی که انسان نسبت به خداش اینقدر ناسپاسه چه برسه به نسبت به هم نوعش اون خوشحال شد و به خونش رفت

 

 تصمیم گرفت تا هست خوب باشه مثل همیشه تا همیشه

حالا دیگه اون دیگه هیچ انتظاری از هیچکس نداشت 

 ((بشکنه این دست که نمک نداره)) برای اون بی معنی و پوچ شده بود.



پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 |

 

حرف من :

 تو روزگار مرگه انسانیت این چیزها بعید نیست  

باید توجهی نکنی - راه خودتو ادامه بدی برو دست خدا به همرات 

به کوری چشم همه حسودا پر می کشم آخر مثل پرستوها

ای سنگ صبورم ای اوج غرورم عاقبت یه روزی مترسکها

خنده رو می بینن رو لبهای ما

 

 

 

از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون هابیل
از همان روزی که صدر پیغام‌آوران باریتعالی، زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

از همان روز که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

بعدها دنیا پراز آدم شد و این آسیاب هی گشت و گشت


قرنها از مرگ انسان هم گذشت،

ای دریغا آدمیت برنگشت.


صحبت از پاکی و مروّت ابلهي است

صحبت از پژمردن يك برگ نيست، فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست ، فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست، فرض كن جنگل بيابان است از روز نخست
در كويري سوت و كور، در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور

 


صحبت از مرگ‌محبت

 

مرگ‌عشق،

 

گفتگو از مرگ انسانيت است

 


گفتگو از مرگ انسانيت است !


 



شنبه ششم بهمن 1386 |

 

ما هممون دوستش داریم یه غریزه است توی وجودمون

ولی این چند روز من عاشقش شدم

به تمام معنا

 

اینم داش سهراب که با خودش خلوت کرده

خدا بیامرزدت شعرات آدمو به زندگی امیدوار می کنن

 

 

جان مي‌دهم به گوشة زندان سرنوشت

سر را به تازيانة او خم نمي‌كنم

افسوس بر دو روزة هستي نمي‌خورم

زاري بر اين سراچة ماتم نمي‌كنم

 

با تازيانه‌هاي گرانبار جانگداز

پندارد آن كه روح مرا رام كرده است

جان‌سختيم نگر، كه فريبم نداده است

اين بندگي، كه زندگي‌اش نام كرده است

 

بيمي به دل ز مرگ ندارم كه زندگي

جز زهر غم نريخت شرابي به جام من

گر من به تنگناي ملال‌آور حيات

آسوده يك نفس زده باشم حرام من!

 

تا دل به زندگي نسپارم، به صد فريب

مي‌پوشم از كرشمة هستي نگاه را

هر صبح و شام چهره نهان مي‌كنم به اشك

تا ننگرم تبسم خورشيد و ماه را

 

اي سرنوشت، از تو كجا مي‌توان گريخت؟

من راه آشيان خود از ياد برده‌ام

يك دم مرا به گوشة راحت رها مكن

با من تلاش كن كه بدانم نمرده‌ام!

 

اي سرنوشت، مرد نبردت منم بيا

زخمي دگر بزن كه نيفتاده‌ام هنوز

شادم از اين شكنجه، خدا را، مكن دريغ

روح مرا در آتش بيداد خود بسوز!

 

اي سرنوشت! هستي من در نبرد توست

بر من ببخش زندگي جاودانه را!

منشين كه دست مرگ ز بندم رها كند

محكم بزن به شانة من تازيانه را!



سه شنبه چهارم دی 1386 |
سر کلاس عقیدتی یکی از اساتید  روایتی برای ما تعریف کرد ، خیلی دوست داشتم کاملتر و دقیقتر بشنوم  ، گشتم تا اینکه این مطلب رو پیدا کردم

بخونید و فاطمه رو بهتر بشناسید مگه ما اوانا رو دیدیم یا از یارانشون بودیم یا در رکابشون جنگیدیم که ...

حضرت امام محمد باقر علیه السلام می فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین فرمود که در روز قیامت، برای پیامبران منبرهایی از نور گذاشته می شود. سپس خدای تعالی امر می فرماید که:« ای محمد، خطبه بخوان.»
من خطبه ای می خوانم که هیچ کس مثل آن را نشنیده باشد.
آن‌گاه برای جانشینان پیامبران نیز منبرهایی از نور افراشته می شود و خدای تعالی به
علی می‌فرماید:« خطبه بخوان.»
او هم خطبه ای می خواند که هیچ کس مانند آن را نشنیده باشد.
سپس برای فرزندان پیامبران نیز منبرهایی از نور می گذارند و خدای تعالی به
حسن و حسین می‌فرماید:« خطبه بخوانید.»
آنها هم خطبه هایی بی مانند می خوانند.
سپس جبرئیل ندا می کند:«
فاطمه، دختر محمد کجاست؟ خدیجه کجاست؟ مریم کجاست؟ آسیه کجاست؟ ام کلثوم مادر یحیی کجاست؟»
همه این زنان برمی خیزند و خدای تعالی ندا می کند:« ای اهل محشر، امروز کرامت و بزرگواری از آن کیست؟»
در این هنگام من و علی و حسن و حسین می گوییم:« کرامت برای خداوند واحد قهار است.»

خدای تعالی می فرماید:« ای اهل محشر، من امروز کرامت را برای محمد و علی و حسن و حسین و فاطمه قرار دادم. ای مردم، چشم‌های خود را ببندید که فاطمه به سوی
بهشت می رود.»
سپس جبرئیل یکی از ناقه‌های بهشتی را که با دیبا‌های بهشتی زینت شده و گلهایش از لؤلؤ و رواندازش از مرجان است، جلو می‌برد و فاطمه علیهاسلام را بر آن سوار می کند. سپس صدهزار فرشته از سمت راست و صدهزار فرشته از سمت چپ و صد هزار فرشته از پشت سر، او را تا بهشت همراهی می کنند. وقتی فاطمه به در بهشت می رسد روی مبارکش را برمی گرداند.

خدا می فرماید:« چه می خواهی ای دختر حبیب من؟»
فاطمه عرضه می کند:« خدایا، من می خواهم امروز قدر و منزلتم شناخته شود.»
خدای تعالی می فرماید:« پس برگرد و نگاه کن! دست هر کس را که در قلبش محبت تو یا یکی از فرزندان توست بگیر و داخل بهشت کن.»

امام باقر می فرمود:« به خدا قسم در آن روز، فاطمه
شیعیان و دوستداران خود را جدا می کند، درست همان گونه که پرندگان دانه های خوب را از دانه های بد جدا می‌کنند.
شیعیان به سوی بهشت می روند ولی آنها نیز وقتی به در بهشت می رسند، تقاضا می کنند که قدر و منزلت‌شان شناخته شود. خدای تعالی به آنها نیز می‌فرماید:«نگاه کنید؛ هر کس شما را به خاطر فاطمه دوست داشته، اطعام کرده، لباس پوشانده، آبی داده یا به خاطر او از شما دفاع کرده، همه و همه آنها را به بهشت ببرید.»
و البته در بین مردم کسی باقی نخواهد ماند مگر کسی که به مقام والای فاطمه علیها سلام شک داشته یا کافر یا منافق باشد. و آنها وقتی در آتش می‌افتند، از روی حسرت می‌گویند ما را کسی شفاعت نکرد و دوستی نداشتیم. اگر به دنیا برگردیم از مومنین خواهیم شد.»
اما هیهات، هیهات، اگر برگردند باز هم تکذیب می کنند
.

 



یکشنبه هجدهم آذر 1386 |

زندگی زیباست

ما هم یه خورده زیبا زندگی کنیم

 

 

 

 



یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 |

یکی دیوانه ای آتش برافروخت

در آن هنگامه جان خویش را سوخت

همه خاکسترش را باد می برد

وجودش را جهان از یاد می برد

تو همچون آتشی ای عشق جانسوز

من آن دیوانه مرد آتش افروز

من آن دیوانه ی آتش پرستم

در این آتش خوشم تا زنده هستم

بزن آتش به عود  استخوانم

که بوی عشق برخیزد ز جانم

خوشم با این چنین دیوانگی ها

که می خندم به آن فرزانگی ها

به غیر از مردن و از یاد رفتن

غباری گشتن و بر باد رفتن

در این عالم سرانجامی نداریم

چه فرجامی ؟ که فرجامی نداریم

لهیبی همچو آه تیره  سوزان

بیا آتش بزن خاکسترم کن

بساز ای عشق و جانم را بسوزان

مسم در بوته ی هستی زرم کن!!!!

فريدون مشيري در سي ام شهريور ماه 1304 در تهران به دنيا آمد. در دوران خردسالي به شعر علاقه داشت و در دوران دبيرستان و سال هاي اول دانشگاه ، دفتري از غزل و مثنوي ترتيب داد. آشنايي با قالب هاي شعرنو، او را از ادامه ي شيوه ي کهن بازداشت، اما راهي ميانه را برگزيد.

او شاعري است صميمي و صادق که شعرش آينه تمام نماي احوال و صفات اوست.کلام مشيري ، منزه و محترم است. او شاعري است اديب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ مي کند.انديشه هايش انسان دوستانه و نجيب است و براي احساسات و عواطف عاشقانه از لطيف ترين و زيبا ترين واژه ها و تعبيرها سود مي جويد.

مشيري، نه اسير تعصبات سنت گرايان شد، نه مجذوب نوپردازان افراطي . راهي را که او برگزيد، همان حالت ِ نمايان ِ بنيان گذاران شعر نوين ايران بود. به اين معنا که، او شکستن قالبهاي عروضي، و کوتاه و بلند شدن مصرع ها و استفاده ي بجا و منطقي قافيه را پذيرفته و از لحاظ محتوي و مفهوم هم با نگاهي تازه و نو به طبيعت، اشياء، اشخاص و آميختن آنها با احساس و نازک انديشي هاي خاص خود، به شعرش چهره اي کاملاً مشخص داده بود .

استاد برجسته " دکتر عبدالحسين زرين کوب " درباره ي فريدون مشيري گفته است: «با چنين زبان ساده، روشن و درخشاني است که فريدون واژه به واژه با ما حرف مي زند، حرف هايي که مال خود اوست، نه ابهام گرايي رندانه . شعر او سخن شاعري است که دوست ندارد در پناه جبهه ي خاص، مکتب خاص و ديدگاه خاص ، خود را از اهل عصر جدا سازد. او بي ريا عشق را مي ستايد، انسان را مي ستايد و ايران را که جان او به فرهنگ آن بسته است دوست دارد. "

فريدون مشيري در دوران شاعري خود، در هيچ عصري متوقف نشده، شعرش بازتابي است از همه ي مظاهر زندگي و حوادثي که پيرامون او در جهان گذشته و همواره، ستايشگر خوبي و پاکي و زيبايي و بيانگر همه ي احساسات و عواطف انساني بوده و بيش از همه خدمتگزار انسانيت است.

فريدون مشيري، سال ها در برخي از مجلات معروف سال هاي گذشته همچون: ماهنامه سخن، مجله گشوده، سپيد و سياه قلم زده و همکاريي نزديک با نشريات داشته است.

او در سال 1333 ، از دواج کرد و دو فرزند بنام هاي بهار و بابک داشت که هر دو دانشگاه را به پايان رسانده و در کنار آثار او، ثمره زندگي او بودند س.

کتاب هاي اشعار او بترتيب عبارتند از:

تشنه توفان، گناه دريا، نايافته، ابر و کوچه، بهار را باور کن، از خاموشي، مرواريد مهر، آه باران، از ديار آشتي، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگين.

 گزينه هاي اشعار او عبارتند از:

پرواز با خورشيد، برگزيده ها، گزينه اشعار سه دفتر، دلاويزترين، يک آسمان پرنده، و همچنين برگزيده اي از کتاب اسرار التوحيد به نام يکسان نگريستن.

 

وي در آبان ماه 1379 در سن 74 سالگي و بر اثر بيماري، چشم از جهان فرو بست.



جمعه بیست و پنجم آبان 1386 |

نمی خوام از شهرم و استانم  و مردم خوب و مهمان نوازش تعریف کنم

ولی مثل همیشه خیلی رک باید بگم که :

 نمی دونم چرا هر جا که رفتم و دیدم هیچ جا صفا و طبیعت لرستان و خرم آباد رو نداشت .

و با هر شهروند تهرانی - بندری - اصفهانی - اهوازی - شیرازی و ...که همصحبت شدم و گشتم هیچکدومش لرستانی نمیشه به خدا نمیشه .

ممکنه تو ذهن ما بیاد که  : خوب آره هر کسی با شهر خودش و با مردم همزبون خودش راحته

 ولی نه لا اقل برای کسایی که بیشتر جاهای ایرانو دیدن و با بیشتر مردماش گشتن اینجوری نیست.

خلاصه لرستان یه چیزه دیگه اس و لر یک قوم برتر توی ایرانه

لرستان، استانی است در غرب ایران. این استان ۱۷۵۸۶۲۸ کیلومتر مربع مساحت دارد و جمعیت آن در سال ۱۳۸۶ بالغ بر ۱۸۲۸۳۳۴ نفر گزارش شده است [۱] . لرستان سرزمینی کوهستانی است و غیر از چند دشت محدود، سر تا سر آن را کوههای زاگرس پوشانده است. این منطقه، یکی از سکونتگاههای قدیمی بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان شناسی زیادی برخوردار است.

آثار به جای مانده در غارها و دره های لرستان، سکونت بشر را از دست کم از هزاره چهارم قبل از میلاد در این ناحیه نشان می دهد. کاسی‌ها ساکنان بومی لرستان پیش از رسیدن مادها و آمیختن با آنها بودند[۲].

آبشارها

  • شهرستان الیگودرز
    • آب سفید
  • شهرستان پلدختر
  • شهرستان خرم آباد
  • آبشار تاف
  • آبشار گریت
  • نوژیان
  • آبشار وارک
  • شهرستان دلفان
  • شهرستان دورود
    • آبشار بیشه
    • آبشار چکان
    • آبشار دره اسپر

رودخانه ها

مشاهیر لرستان

وجه تسميه لر و تقسيمات لرستان

در هزاره نخست پيش از ميلاد به تمامي ساكنان لرستان (كاسي) مي گفتند. در دوره ساساني تمامي اقوام بيابانگرد ايران از جمله لرها را كرد مي ناميدند. در قرون نخستين اسلامي واژه لر در نوشته هاي مورخان و جغرافيا نويسان پديد آمد و سرزمين لرستان بنام (بلاد لور) مشهور شد.

اين سرزمين شامل استانهاي امروزي لرستان، ايلام، بختياري، كهكيلويه و بوير احمد و بخشهايي از استانهاي همجوارمي شد.

بعدها در قرن ششم هجري به بعد اين مناطق خود به مناطق كوچكتري از جمله لر كوچك و لر بزرگ تقسيم شدند.

                           falak-lorstan.jpg

نژاد

بررسيهاي زبان شناسي و فرهنگي نشان دهنده پيوستگي قومي لرها با ديگر اقوام ايراني به ويژه شعبه پارسي  است. بين هزاره سوم و اول پيش از ميلاد به هنگام مهاجرت اقوام آريايي شعبه اي از اين اقوام موسوم به كاسيها به لرستان آمدند و با بوميان منطقه در آميخته و بدين ترتيب نژاد تازه اي پديد آمد كه بعدها به لر شهرت يافتند.

در خصوص وجه تسميه مردم اين سرزمينها كه در بخشهاي مياني سلسله جبال زاگرس مسكن دارند مي توان مجموع نظرات كساني كه دربارۀ وجه تسميه (لر) اظهار نظر كرده اند را به چند دسته زير تقسيم بندي نمود:

اول _ برخي لرها را از نسل شخصي به نام لر دانسته اند.

دوم _ واژه لر مشتق از كلمات ايراني چون لهراسب و غيره گرفته شده است.

سوم _ واژه لر نسبت مكاني دارد كه به نوبه خود چند وجه دارد:

1_ لر محلي بود در ولايت مانرود يا مايرود كه جايگاه اوليه تبار لرها بوده است.

2_ واژه لر مخفف (اللور) است كه آن هم نام شهري در شمال غربي دزفول يعني در حوالي انديمشك بوده است.

3_ برخي نيز كلمه لر را تحريف شده واژه لير يا لر يعني كوههاي پوشيده از جنگل دانسته اند.

 

كليك براي مشاهده عكس اندزه كامل

                     خرم آباد

  وسعت           : 6223 كيلومتر مربع

   آب و هوا        : معتدل كوهستانی 

مناظر طبيعی: آبشارهای زيبا، سرابها، درياچه كيو، پاركهای جنگلی، آبسرده، بيدهل، گلستان، رباط، زاغه

اقتصاد     : كشاورزی، صنعت، دامداری

رودخانه    : كشكان، رودخانه خرم آباد 

ارتفاعات   : مخمل كوه، يافته، سفيد كوه، هشتاد پهلو، كوكلا، تاف

اهميت     : تاريخی (به عنوان راه ارتباطی) / آثار ما قبل تاريخ و تاريخی

آثار تاريخی    : غارهای پيش از تاريخ کنجی، يافنه، پاسنگر، گر ارجنه، قمری، پل شاپوری، قلعه فلك الافلاك، آسياب گبری، گرداب سنگی،  مناره آجری، مقبره بابا طاهر، سنگ نوشته، پل صفوی، حمام گپ

خرم آباد مركز لرستان باستانی در دره ای باصفا و بر ساحل رودخانه خرم آباد قرار دارد. به زعم بسياری از محققان زمانی شهر مهم ايلامی خايدالو (هيدالو) برجای آن قرار داشته است. ظاهرا شهر قديمی شاپورخواست (سابرخواست) در دوره ساسانی و قرون نخستين هجری دارای مسجد جامع و بازارها و ساختمانهای بسياری بوده و بافاصله کمی در ساحل چپ رودخانه جای داده شده بوده است. هنوز بقايايی از ديوارهای بزرگ و پهن كه از سنگ و ملاط به سبك دوره ساسانی است  از محاذی شهر كنونی تا روستای تير بازار ديده ميشود. چنين به نظر ميرسد كه در اواخر قرن ششم هجری شجاع الدين خورشيد موسس خاندان اتابكان لر كوچك شهر كنونی را اساس قرار داده و توسعه بخشيده؛ احتمالا در حمله مغول ويران شده است. حمدالله مستوفی در سال 740 ه. ق. مينويسد: "خرم آباد شهری نيك بوده، اكنون خراب است."

اين نخستين بار است كه از خرم آباد بدين نام ياد شده است. در اواخر دوره صفوی خرم آباد مقر حكومتی والی لرستان فيلي بوده و به نوشته تاريخ حزين از آباداني برخوردار، ولی متاسفانه بر اثر هجوم سپاه عثمانی به ويرانی گراييد. در دوران قاجار خرم آباد نسبتا توسعه يافت و قلعه گلستان ارم از قلاع معروف خرم آباد به دستور محمد حسين ميرزای دولتشاه مرمت شد.

بارون دوبد يکی از ماموران روسيه تزاری كه در سال 1845 از خرم آباد ديدار كرد، آن شهر را دارای بارو 4 مسجد، 8گرمابه و 1محله يهودی نشين توصيف ميكند.

 



دوشنبه نهم مهر 1386 |
نمی خوام از شهرم و استانم  و مردم خوب و مهمان نوازش تعریف کنم

ولی مثل همیشه خیلی رک باید بگم که :

 نمی دونم چرا هر جا که رفتم و دیدم هیچ جا صفا و طبیعت لرستان و خرم آباد رو نداشت .

و با هر شهروند تهرانی - بندری - اصفهانی - اهوازی - شیرازی و ...که همصحبت شدم و گشتم هیچکدومش لرستانی نمیشه به خدا نمیشه .

ممکنه تو ذهن ما بیاد که  : خوب آره هر کسی با شهر خودش و با مردم همزبون خودش راحته

 ولی نه لا اقل برای کسایی که بیشتر جاهای ایرانو دیدن و با بیشتر مردماش گشتن اینجوری نیست.

لرستان یه چیزه دیگه اس و لر یک قوم برتر توی ایرانه

لرستان، استانی است در غرب ایران. این استان ۱۷۵۸۶۲۸ کیلومتر مربع مساحت دارد و جمعیت آن در سال ۱۳۸۶ بالغ بر ۱۸۲۸۳۳۴ نفر گزارش شده است [۱] . لرستان سرزمینی کوهستانی است و غیر از چند دشت محدود، سر تا سر آن را کوههای زاگرس پوشانده است. این منطقه، یکی از سکونتگاههای قدیمی بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان شناسی زیادی برخوردار است.

آثار به جای مانده در غارها و دره های لرستان، سکونت بشر را از دست کم از هزاره چهارم قبل از میلاد در این ناحیه نشان می دهد. کاسی‌ها ساکنان بومی لرستان پیش از رسیدن مادها و آمیختن با آنها بودند[۲].

آبشارها

  • شهرستان الیگودرز
    • آب سفید
  • شهرستان پلدختر
  • شهرستان خرم آباد
  • آبشار تاف
  • آبشار گریت
  • نوژیان
  • آبشار وارک
  • شهرستان دلفان
  • شهرستان دورود
    • آبشار بیشه
    • آبشار چکان
    • آبشار دره اسپر

رودخانه ها

مشاهیر لرستان

وجه تسميه لر و تقسيمات لرستان

در هزاره نخست پيش از ميلاد به تمامي ساكنان لرستان (كاسي) مي گفتند. در دوره ساساني تمامي اقوام بيابانگرد ايران از جمله لرها را كرد مي ناميدند. در قرون نخستين اسلامي واژه لر در نوشته هاي مورخان و جغرافيا نويسان پديد آمد و سرزمين لرستان بنام (بلاد لور) مشهور شد. اين سرزمين شامل استانهاي امروزي لرستان، ايلام، بختياري، كهكيلويه و بوير احمد و بخشهايي از استانهاي همجوارمي شد. بعدها در قرن ششم هجري به بعد اين مناطق خود به مناطق كوچكتري از جمله لر كوچك و لر بزرگ تقسيم شدند.

نژاد

بررسيهاي زبان شناسي و فرهنگي نشان دهنده پيوستگي قومي لرها با ديگر اقوام ايراني به ويژه شعبه پارسي  است. بين هزاره سوم و اول پيش از ميلاد به هنگام مهاجرت اقوام آريايي شعبه اي از اين اقوام موسوم به كاسيها به لرستان آمدند و با بوميان منطقه در آميخته و بدين ترتيب نژاد تازه اي پديد آمد كه بعدها به لر شهرت يافتند.

در خصوص وجه تسميه مردم اين سرزمينها كه در بخشهاي مياني سلسله جبال زاگرس مسكن دارند مي توان مجموع نظرات كساني كه دربارۀ وجه تسميه (لر) اظهار نظر كرده اند را به چند دسته زير تقسيم بندي نمود:

اول _ برخي لرها را از نسل شخصي به نام لر دانسته اند.

دوم _ واژه لر مشتق از كلمات ايراني چون لهراسب و غيره گرفته شده است.

سوم _ واژه لر نسبت مكاني دارد كه به نوبه خود چند وجه دارد:

1_ لر محلي بود در ولايت مانرود يا مايرود كه جايگاه اوليه تبار لرها بوده است.

2_ واژه لر مخفف (اللور) است كه آن هم نام شهري در شمال غربي دزفول يعني در حوالي انديمشك بوده است.

3_ برخي نيز كلمه لر را تحريف شده واژه لير يا لر يعني كوههاي پوشيده از جنگل دانسته اند.

                     خرم آباد

وسعت           : 6223 كيلومتر مربع

آب و هوا        : معتدل كوهستانی 

مناظر طبيعی: آبشارهای زيبا، سرابها، درياچه كيو، پاركهای جنگلی، آبسرده، بيدهل، گلستان، رباط، زاغه

اقتصاد           : كشاورزی، صنعت، دامداری

رودخانه         : كشكان، رودخانه خرم آباد 

ارتفاعات        : مخمل كوه، يافته، سفيد كوه، هشتاد پهلو، كوكلا، تاف

اهميت          : تاريخی (به عنوان راه ارتباطی) / آثار ما قبل تاريخ و تاريخی

آثار تاريخی    : غارهای پيش از تاريخ کنجی، يافنه، پاسنگر، گر ارجنه، قمری، پل شاپوری، قلعه فلك الافلاك، آسياب گبری، گرداب سنگی،  مناره آجری، مقبره بابا طاهر، سنگ نوشته، پل صفوی، حمام گپ

خرم آباد مركز لرستان باستانی در دره ای باصفا و بر ساحل رودخانه خرم آباد قرار دارد. به زعم بسياری از محققان زمانی شهر مهم ايلامی خايدالو (هيدالو) برجای آن قرار داشته است. ظاهرا شهر قديمی شاپورخواست (سابرخواست) در دوره ساسانی و قرون نخستين هجری دارای مسجد جامع و بازارها و ساختمانهای بسياری بوده و بافاصله کمی در ساحل چپ رودخانه جای داده شده بوده است. هنوز بقايايی از ديوارهای بزرگ و پهن كه از سنگ و ملاط به سبك دوره ساسانی است  از محاذی شهر كنونی تا روستای تير بازار ديده ميشود. چنين به نظر ميرسد كه در اواخر قرن ششم هجری شجاع الدين خورشيد موسس خاندان اتابكان لر كوچك شهر كنونی را اساس قرار داده و توسعه بخشيده؛ احتمالا در حمله مغول ويران شده است. حمدالله مستوفی در سال 740 ه. ق. مينويسد: "خرم آباد شهری نيك بوده، اكنون خراب است."

اين نخستين بار است كه از خرم آباد بدين نام ياد شده است. در اواخر دوره صفوی خرم آباد مقر حكومتی والی لرستان فيلي بوده و به نوشته تاريخ حزين از آباداني برخوردار، ولی متاسفانه بر اثر هجوم سپاه عثمانی به ويرانی گراييد. در دوران قاجار خرم آباد نسبتا توسعه يافت و قلعه گلستان ارم از قلاع معروف خرم آباد به دستور محمد حسين ميرزای دولتشاه مرمت شد.

بارون دوبد يکی از ماموران روسيه تزاری كه در سال 1845 از خرم آباد ديدار كرد، آن شهر را دارای بارو 4 مسجد، 8گرمابه و 1محله يهودی نشين توصيف ميكند.

 



دوشنبه نهم مهر 1386 |

                             طفلی خودش هم نفهمید از کجا خورده !!!!!!

                                             خیلی خنده داره نه   

 

چشمام خسته بود

                           دلم شکسته بود

                                                    لبهام بسته بود

                                                                           اما انتقام گرفتن از اون از یادم نرفته بود

                  خدا به خدا دوس داریم آدم باشیم ولی این آدمات !!! نمیذارن

 

 

گیرم بازم بیایی از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیا ست بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی اون از ما بهترون بود

گیرم بازم بیایی از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیا ست بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی اون از ما بهترون بود

می یای بیا ولی حیف ،حیف دیگه خیلی دیره
حالا که خاطراتت یکی یکیمی میره
کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم
بازم می گم بدونی منم خدایی دارم

برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی
غرورتم شکستن به چیت داری می نازی
غرورتم شکستن به چیت داری می نازی

برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی
غرورتم شکستن به چیت داری می نازی

گیرم بازم بیایی از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیا ست بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی اون از ما بهترون بود



شنبه سیزدهم مرداد 1386 |

سلام بر تو اى پاره تن پيامبر
سلام بر تو اى كوثر خاتم الأنبياء
سلام بر تو اى همسر على‏
سلام بر تو اى مادر امامان معصوم‏
سلام بر تو اى سيده زنان عالم‏
سلام بر تو اى فاطمه، اى زهرا، اى صدّيقه، اى مطهّره، اى راضيه، اى مرضيّه، و اى انسان كامل

فرا رسيدن شهادت صديقه كبرى، فاطمه زهرا، پاره تن پيامبرصلى الله عليه وآله همسر امير مؤمنان على بن أبى طالب، و مادر امامان معصوم را به تمامى شيفتگان و دوستداران خاتم پيامبران و اهل بيت پاك و مطهر آن حضرت تسليت عرض نموده، اميد آن داريم كه در دنيا سعادت پيروى و زيارت اين بزرگواران را داشته باشيم، و در آخرت از شفاعتشان بهره‏مند گرديم، آمين ربّ العاليمن.

                زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است.

زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

 اضطراب داشتم ولی باید می رفتم چون میدونستم هر رفتنی یه برگشتی  داره . چون به آینده فکر می کردم با خودم می گفتم من همون اول که افتادم شیراز پی همه چی رو به تنم مالیدم یادمه گفتم بی خیال بذار هر چی میخواد بشه بشه

حالا هم که داریم یه ۴ . ۵ ماهی می ریم ماموریت جزیره از یه طرف چشمای خوب و مهربون مادرم میگن نرو . از طرفی هم غرور خودم و اجبار اونا که میگن باید بری

حالا  دیگه راست راستی  باید دلو بزنم به دریا هرچند که شنا هم بلد نباشم

 :چنین جاهاییه که شاعر میگه

از جمله رفتگان این راه دراز            بازآمده ای کو که به ما گوید راز

  هان برسر این دوراهه ازروی نیاز         چیزی نگذارید که نمی آیید باز

 

بعد از اون اتفاقی هم که توی رزمایش افتاد دیدم نسبت به همه چی عوض شد دنیا رو با آدماشو یه جور دیگه می بینم آدمایی که حتی از ۳۰ ثانیه بعدی زندگیشون خبر  ندارن وچه کارایی که نمی کنن

خدایا تحمل منو زیادتر کن صبرمو بیشتر کن عشقمو به خودت زیادتر کن میدونی خدا من روی این حرفت که قبلا زدی خیلی حساب می کنم   

 

(((ان ٌمَعَ العّسر ِ یسرا)))

 

 

 

 

You packed your things in a carpet-bag

Left home - never looking back.
Rings on your fingers
paint on your toes

music wherever you go.
You don't fit in a small town world

But I feel you are the girl for me.
Rings on your fingers
paint on your toes

You're leavin' town
where nobody knows.

You can win if you want
if you want it you will win

On your way you will see
that life is more than
fantasy.
Take my hand
follow me
oh

you got a brand-new
friend for your life.
You can win if you want
if you want it you will win

Oh
come on
take your chance for a
brand-new wild romance.
Take my hand for the
night and your feelings
will be right

Hold me tight.

Oh
darkness finds you're on your own

[ Lyrics provided by www.mp3lyrics.org ]
Endless highways keep on rollin' on.
You are miles and miles from your home

But you never want to phone your home.
A steady job and a nice young man

Your parents had your future planned.
Rings on her fingers
paint on your toes

That's the way your story goes.
You can win if you want
if you want it you will win
. . .

You can win if you want
if you want it you will win

Oh
come on
take your chance for a
brand-new wild romance.
Take my hand for the
night and your feelings
will be right

Hold me tight.
You can win if you want
if you want it you will win

 

 

 

 

 



یکشنبه بیستم خرداد 1386 |
 

 

در میان دین‌ها و طرز فکرهای گوناگون آدمیان، باور به موجود یا موجوداتی برتر به نام خُدا حضور دارد.

نام خدا در درازای تاریخ ایران

  • دیو
  • بغ
  • اهورامزدا
  • خدا

    تعریف لغوی واژه خدا

    در زبان فارسی خدا از ترکیب "خود" و "آی" تشکیل شده است. برخی معتقدند به دلیل همین تعریف لغوی اساساً آنچه در فرهنگ ایران آن را خدا می‌دانند متفاوت با چیزی است که سایر فرهنگها آن را خدا می‌دانند.در این مورد دیدگاه کارل گوستاو یونگ جالب توجه است که یهوه (نام خدای یهودیان) راموجودی می داند که بکلی در تسلط ضمیر ناخودآگاه خویش است و قدرت مطلق و احاطه او بر تمام دنیا را به ناآگاهی او از خود نسبت میدهد که باعث می شود او هیچ گاه به مانعی در برابر خود برنخورد و ناتوانی برایش بی معنا باشد . از همین رهگذر حضور کیفیات متضاد (مانند ظلم و عدل ) در او توجیه می شود.

    آیا وجود خدا بدیهی است؟

    معمولاً نظر متکلمین اسلامی این بوده است که وجود خدا بدیهی است، از نظر بسیاری از فلاسفه خداباور همچون آکوئیناس و کانت وجود خدا بدیهی نیست و مسلماً از نظر فلاسفه ندانمگرا و بیخدا وجود خدا بدیهی نیست. برخی از فلاسفه بیخدا معتقدند عدم وجود خدا بدیهی است.

    وجود چیزی بدیهی است که وجود آن نیازمند اثبات نباشد. مثلاً اینکه همه اسبهای ترکمن اسب هستند امری بدیهی است. برخی از فلاسفه خداباور مانند ملاصدرا، انسلم و دکارت با دفاع از براهین وجودی اثبات وجود خدا تلاش کردند نشان دهند که وجود خدا بدیهی است.

    الله

    الله نام خدای یگانه در نزد مسلمانان است. در ریشه‌یابی واژه آن را تشکیل شده از دو بخش ال (الف و لام تعریف) + اله (ایزد یا معبود) در پارسی امروزين واژهٔ فارسی خدا را معادل الله در نظر می‌گیرند. در دوران پیش از اسلام نیز تازيان به الله باور داشتند. اما راه رسیدن و نزديکی به او را پرستش بت‌ها می‌دانستند. از این رو به آنان مشرک می‌گویند یعنی برای الله شریک قائل‌اند.

    واژه «الله» به شکل مکتوب از احترام ويژه ای نزد مسلمانان برخوردار است و بسیاری از ایشان دست زدن به این واژه را بدون وضو جایز نمی‌شمارند. از این رو بسیاری از مسلمانان هنگام نوشتن به جای این کلمه «ا...» می‌نویسند. مثلاً «آیت‌ا...» به جای «آیت‌الله». این رسم در میان یهودیان نیز برای نوشتن واژه هایی که به خدا باز میگردند رایجند.

    غیر از مسلمانان، برخی اعراب مسیحی نیز خدای خود را الله می‌نامند، این البته به معنی اینکه الله خدای غیر مسلمانان هم هست نیست، نامهای خدا در کتاب مقدس مسیحیان یهوه و الوهیم است.

    خدا شناسی مار  رو ببین

  •  و

  •  خدا شناسی انسان رو

    یه مارگیری نشسته بود دم لونه یه مار خوش خط وخالی.می خواست بگیردش.یکی از اولیای خدا که منطق حیوانات رو هم ادراک می کرد از اونجا می گذشت.ماره رو کرد به این عبد صالح خدا و گفت: این می خواد منو بگیره.خیال کرده می تونه منو بگیره.رفت و بعد از چند دقیقه که برگشت دید که اون شخص ماره رو گرفته و گذاشته تو کیسه داره می بره.به ماره گفت تو که گفتی نمی تونه منو بگیره.پس چی شد؟ماره گفت:من عاشق یکی از اسماء خداوند هستم.این منو قسم داد به اون اسمی که عاشقشم. گفت خستم کردی دیگه بیا بیرون.اسم محبوب منو آورد منم به خاطر عشق به محبوبم اومدم بیرون.گفتم ولش کن اسم حبیبم رو برده بذار برم تو دامش.

     

     من دیگه کیه ام خدا ؟

     

     

    به نظر شما دستهای کوچولوی این آقا پسر باید آچارچرخ رو بشناسه یا مداد رنگی؟

     

    ظلم

     



  • جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 |

     

    میدون گپ خرم آباد در زمانهای قدیم

     

     

    قلعه فلک الافلاک قدیمی ترین و جذاب ترین دژ  ایران

     

     

     

    ************

     

    دِلِم کِردَه هَوای لَُرِسونم

    هوای مردِم شیرین زِوُنِم

    دِ ای غُروت مِه تا روزی بَمیرم

    نِمِرَه عشق لرسو دِ ویرِم

    میحا روئِم و پابوس بهارش

    بئوسِم لاله یاکِه داغدارش

    سیقه او کیچَه باغیاکِه قِشنگش

    گلیاکِه وحشی و خوش آو رنگش

    زَنونِ گُلونی وِ سرِ شونِش

    هَزارگو وُ دِرختیا گِردکونش

    سیقه او لاله یا کِه سر وِ حارِش

    نسیم باغ و دشت و چشمه سارِش

    دل بیمار مِه هِه میرَه بُونَه

    مُواَه دَرمُونِ دردِم لرسونه

    سیقه اُ خاک پاکِت اِ لرسو

    کِه داموِگیرَه خاکِت اِ لرسو

     

    *************

     

    دریاچه کیو  شایدم گهر باشه نمیدونم

     

     

    آبشار بیشه زیباترین ابشار خاور میانه 

     

     

     

    lorestan

     

     



    شنبه هشتم اردیبهشت 1386 |

     

     

    آدم خیلی حقیره بازيچه تقدیره

    پل بین دو مرگه مرگی که ناگزيره

    حتی خود تولد آغاز راه مرگه

    حدیث عمر و آدم حدیث باد و برگه

    آغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیم

    با هر نفس هزار بار به سوی مرگ دويدیم

    تو این قمار کوتاه نبرده هستی باختیم

    تا خنده رو ببینیم از گريه آینه ساختیم

    آدم خیلی حقیره بازیچهء تقدیره

    پل بین دو مرگه مرگی که ناگزیره

    فرصت همین امروزه برای عاشق بودن

    فردا می پرسیم از هم غريبه ای یا دشمن

    ای آشنای امروز عشق منو باور کن

    فردا غريبه هستی امروز و با من سر کن


    تولد هر قصه یه جادهء کوتاهه

    اول و آخر مرگه بودن میون راهه

    اگر چه عاجزانه تسلیم سر نوشتیم

    با هم بیا بمیریم شاید یه روز برگشتیم

    آدم خیلی حقیره بازیچهء تقدیره

    پل بین دو مرگه مرگی که ناگزیره

     

    تنهام

     



    یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 |

     

     



    پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 |

     

    جاده یعنی غربت

    باد  ِ آواز و کمی میل به خواب

    شاخ پیچک و رسیدن وحیاط

    زندگی یعنی یک سار پرید . از چه دلتنگ شدی ؟ دلخوشی ها کم نیست

    مثلا  ً این خورشید ـ کودک پس فردا ـ کفتر آن هفته .

    زندگی رسم خوشایندی است .

    زندگی بعد درخت است به چشم حشره .

    زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد   ...

     

     

     شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
    دلامون جای غمه لونه درده

    تورو بی من منو دور از تو گذاشته
    چی بگم؟ با من و تو دنیا چه کرده؟
    آسمون با من و تو قهره دیگه
    هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
    تو دلم این همه غم جا نمیگیره
    چی به جز غم داره این دل که اسیره
    گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
    تو دلم ریشه دوونده دیگه دیره
    آسمون با من و تو قهره دیگه
    هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
    تو میگی نامه نوشتی نرسیده
    از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
    منم امشب واسه تو نامه نوشتم
    اما اشکام همه رو نامه چکیده
    تو میگی نامه نوشتی نرسیده
    از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
    منم امشب واسه تو نامه نوشتم
    اما اشکام همه رو نامه چکیده
    اما اشکام همه رو نامه چکیده
    آسمون با من و تو قهره دیگه
    هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
    شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
    دلامون جای غمه لونه درده
    تورو بی من منو دور از تو گذاشته
    چی بگم؟ با من و تو دنیا چه کرده؟
    شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
    دلامون جای غمه لونه درده
    تورو بی من منو دور از تو گذاشته
    چی بگم؟ با من و تو دنیا چه کرده؟
    آسمون با من و تو قهره دیگه
    هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
    آسمون با من و تو قهره دیگه
    هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه

     http://www.pms-backup.com/g.htm?id=1952

     

     



    سه شنبه یکم اسفند 1385 |

    حالا كه روزگار دل ما را شكست
    با اين سركش مست ديگه چه ميشه كرد

    وقتي سرنوشت خودش اونه نوشت
    با تقديري كه هست ديگه چه ميشه كرد

    شب تو سراي سينه ديونه داري كردم
    توي اين همه هياهو خودم را ياري كردم

    نشستم و نشستم آبرو داري كردم
    به عشق ديدن تو لحظه شماري كردم

    تو پيدا شدي تو سر نوشتم ديدم مسافر راه بهشتم
    تو ي دفتر مهربوني دل اسم نازنين تو نوشتم

    قلبم را پر از نور اميد كن
    عزيزم بيا عشق و رو سفيد كن
    عزيزم بيا عشق و رو سفيد كن



    پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 |

     

    وقتی نیستی خونمون با من غریبی می کنه
    دل اگه میگه صبورم خود فریبی می کنه
    صدای قناری محزون و غم آلود میشه
    واسه من هر چی که هست و نیست نابود میشه

    وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
    نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

    وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنن
    با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
    گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
    چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!

    وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
    نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

    وقتی نیستی همه ی پنجره ها بسته میشن
    با سکوت تو خونه قناری ها خسته میشن
    روز واسم هفته میشه هفته برام ماه میشه
    نفسهام به یاد تو یکی یکی آه میشه

    وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنن
    با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن
    گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره
    چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!

    وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه
    نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

     

     



    چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 |

     

    آلبوم جدید شهرام

     اینم آلبوم جدید و زیبای شهرام صولتی به نام قسم

     

     

     

    تا اطلاع ثانوي

    قسم

    خودشه

    هم صدا

    به حون تو

    همين جوري

    التماس

    گل پری

    http://www.pms-backup.com/g.htm?id=24311

     

    به جون تو عاشقی بد دردیه
    دل عاشقو شکستن به خدا نامردیه
    به خدا نامردیه

    عاشقم عاشقونه
    این دل دیوونه پای تو در میونه
    دل می بری سرسری
    از دلی که می بری چقدر ساده می گذری
    بریده شد امونم
    به لب رسیده جونم
    هی از خودت نرونم
    خوش داری می گذرونی
    بسه نا مهربونی
    الهی در نمونی
    به جون تو عاشقی بد دردیه
    دل عاشقو شکستن به خدا نامردیه
    به خدا نامردیه
    به جون تو عاشقی بد دردیه
    دل عاشقو شکستن به خدا نامردیه
    به خدا نامردیه
    عاشق ترین عاشق روزگارم
    برای داشتن تو بی قرارم
    به فکر من حتی یه ذره نیستی
    ببین هواتو همه جوره دارم
    نزن به جون عاشق من آتیش
    روز به روز عاشق ترم از روز پیش
    من نفسم می ره واسه نگاهت
    از همه بیشتر می خوامت خداییش
    من و چشم انتظاری
    می کشه بی قراری
    به روتم نمی یاری
    دوست دارم زیاد
    نگو دلت نمی خواد
    خدا را خوش نمی یاد
    به جون تو عاشقی بد دردیه
    دل عاشقو شکستن به خدا نامردیه
    به خدا نامردیه

    عاشقم عاشقونه
    این دل دیوونه پای تو در میونه
    دل می بری سرسری
    از دلی که می بری چقدر ساده می گذری
    بریده شد امونم
    به لب رسیده جونم
    هی از خودت نرونم
    خوش داری می گذرونی
    بسه نا مهربونی
    الهی در نمونی
    به جون تو عاشقی بد دردیه
    دل عاشقو شکستن به خدا نامردیه
    به خدا نامردیه
    به جون تو عاشقی بد دردیه
    دل عاشقو شکستن به خدا نامردیه
    به خدا نامردیه

     

     

     



    یکشنبه هفدهم دی 1385 |

     

     

    حرفی برای گفتن ندارم دوستان

    هرچند کلا ْمن حرف ندارم

    فقط دارم می سوزم و می سازم

     



    یکشنبه دهم دی 1385 |

    رفتم شیراز

    ********

    امین هم رفت ارومیه

    یادته اون شبای سرد زمستون یادته
    کوچه های شب خیس زیر بارون یادته
    وا می شد پنجره هامون رو به هم وقت سحر
    خنکای نسیم صبح خروسخون یادته
    چه با دلهره سر قرارمون می اومدیم
    می زد از دلهره تو سینه دلامون یادته
    بی تو هر شب سایه ام رو خسته دنبالم کشوندم
    نازنین دل پرسه ها مو توی هر پس کوچه خوندم
    رفته از یاد اون چشمای گریون می دونم
    قصه غصه این مرد پریشون می دونم
    چقدر آتیش سوزوندی با نگاهت تو نگام
    آخه چشمات بازیگوش بودن و شیطون یادته
    چشم روزگار نخواستش ما رو با هم ببینه
    آخرش جدا شدیم با چشم گریون یادته
    اون روزا دلای ما سنگی نبودن یادته
    تعبیر خواب ما ، دلتنگی نبودن یادته
    یادته روزای خوب آشنایی یادته
    تو کتابمون نبود حرف جدایی یادته

     

    جاده مثل یه ترانه ی نجیب
    عاشقونه میگه از فاصله ها
    نقطه شروع جاده هجرته
    آخرش نهایت نورو صدا
    جاده خلصه ی غریبانه ما
    واسه گریه های بعد رفتنه
    وقتی باید بریم از یاد همه
    جاده آغاز به خود رسیدنه
    فرصت عزیز همسفر شدن
    با تو یعنی از خودم جدا شدن
    توی گرگ و میش گنگ آسمون
    با تو پر گرفتن و رها شدن
    هم نفس غربگی نکن بیا
    راهیه وسعت عاشقا بشیم
    توو سکوت جاده هم صدا بشیم
    از من و تو بگذریم و ما بشیم




    جمعه یکم دی 1385 |

     

    منی که با شبنم نگاه ، می گرفتم وضو
    دوباره دیدن تو ، واسم شده یه آرزو

    می خوام واسه آخرین بار ، بگیرمت در آغوش
    شاید که این بار غمت ، بشه واسم فراموش

    واست نوشتم نامه ای ، شاید دلت بسوزه
    نیستی امّا دوست دارم ، هنوزم که هنوزه
    هنوزم که هنوزه


    http://music.tirip.com/g.htm?id=21419&title=Naameh&tag=music%20download&tag=pms


    غم غربت چشات ، مثل غروبِ دریاست
    نشسته در نگاه من ، یه دنیا عشق و التماس

    بدجور دلم تنگه واست ، می خوام که باز ببینمت
    ستاره ی سهیلمی ، از آسمون بچینمت

    واست نوشتم نامه ای ، شاید دلت بسوزه
    نیستی امّا دوست دارم ، هنوزم که هنوزه
    هنوزم که هنوزه

    تو رو با حول و بلا تنها گذاشتن
    اونا که لیاقت عشق و نداشتن
    تک وتنهایی و با پای پیاده
    متاسفم برات ای دل ساده

    *********

    نمی دونم شاید براتون پیش اومده بعد از گریه وناراحتی بلافاصله خندیدن پس بخند

    http://music.tirip.com/player/mp3-player.html?id=23316&title=Boro%20Boro



    پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 |

     

     

    مرد موسفید وقتی رسید که دخترک می خندید .

    خنده هایش را دید و به خود لرزید .

    قرارداد خرید کلیه را امضا کرد و چکش را هم کشید

    خارج که شد ، تنفسی کشید

    و

    خندید .

    دخترک ماند وچک .

    او هنوز برای خرید قلب انتظار می کشید .

     

    ***************************

    براي ديدن آلبوم هاي ديگر روي اين عكس كليك كنيد

    نام آلبوم : متاسفم
    خواننده : محسن چاوشی
    تعداد آهنگها : ۰۹

    كيفيت :با سه کیفیت 128و 64 و 24 کیلوبایت

    boy2.mihanblog.com

    1

    ابرای پاییزی

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    2

    نفس بریده

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    3

    عروس قصه

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    4

    خیانت

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    5

    کم تحمل

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    6

    متاسفم

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    7

    گل سر

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    8

    فلسطین

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }

    9

    پرنده

      Mp3{128}__ Wma{64} __ Mp3 {24 }




    جمعه هفتم مهر 1385 |

     

    طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
    حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه
    هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
    عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه
    عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
    چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
    کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
    غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک

    چاکر هرچي بامرام , مخلص هرچي با وفا
    در به درو هلاک يک همدم پاک و با صفا
    خلاصه اينکه نازنين گذشته هارو بي خيال
    پرواز رو عشق با وفا حتي بدون پرو بال

    عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
    چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
    کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک

    غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک

    طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
    حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه
    هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
    عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه
    عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
    چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
    کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
    غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش ....

    http://music.tirip.com/g.htm?id=9855&title=Be%20Darak&tag=accounting

     

     

    ***کنکوری ۱۰۰ ٪خیلی خیلی خیلی خیلی مهم

     

    عكسي عجيب

     



    سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 |
     

    میلاد آقا امام زمان (عج) برهمه عاشقانش مبارک باد.

    اي شب قدر نهان فاطمه
    مهدي صاحب زمان فاطمه

    اي که خورشيد از تو باشد آيه اي
    يوسف از زيبايي تو سايه اي

    اي که مور تو سليماني کند
    خار تو تفسير قرآني کند

    اي که عزت از تو مي گردد تمام
    اي که هستي بهترين حسن ختام



    انبيا پروانه اي و شمع تو
    چهارده معصوم را يک جمع تو

    اي قدم هايت صراط المستقيم
    خاک بوست بوده جبريل از قديم

    خوي تو خلق عظيم مصطفي است
    خون تو از چشمه خون خداست

    پلک چشمان تو ستار العيوب
    اشک شبهاي تو غفار الذنوب



    خان تو بهر دل آرايي بس است
    هجر تو از بهر شيدايي بس است

    با دمت اموات احيا مي کني
    استجابت را تو امضا مي کني

    سفره احسان تو بي منتهي
    ميزبان سفره ات ذکر و دعا

    اي نفسهاي تو سلمان آفرين
    اي سخنهاي تو قرآن آفرين


    نور خود بر تفکر مي کند
    سوره حمدت تشکر مي کند

    آيه الکرسي زتو زينت گرفت
    آل عمران هم ز تو قيمت گرفت

    سوره انعام شد يک نعمت ات
    مائده يک لقمه پربرکت ات

    سوره توبه ز هجرت ندبه کرد
    تا که خود را باب شهر توبه کرد



    سوره اسرا ز تو شد تاج عشق
    ديدن رخسار تو معراج عشق

    سوره کهف آمده با سوز و آه
    تا مگر او را دهي بر خود پناه

    السلام اي سوره نور نخست
    سوره يس سلام حق به توست

    سوره سجده به پايت سجده کرد
    آمدي خلقت برايت سجده کرد


    سوره يوسف بود شرح فراق
    آيه هايش بر تو دارد اشتياق

    سوره مريم به وصف مادرت
    سوره طه حديث ديگرت

    سوره جمعه بود مشتاق تو
    گشته اي آرام دل عشاق تو

    سوره والعصر نامي از شماست
    نام زيباي تو سوگند خداست



    شد نمازم سوره المومنون
    خط مشي ات سوره الکافرون

    سوره صف، صف نشين کوي تو
    سوره حشر آمده هم خوي تو

    سوره زيباي، تبت مو به مو
    لعن و نفرين تو باشد بر عدو

    مهديا سرپوش خشم حق تويي
    صاحب الامر خدا مطلق تويي


    اي اميد زندگي عالمين
    اي صفاي روضه عشق حسين

    اي بهار زندگي ميلاد تو
    عشق بازي مي کنم با ياد تو

    آرزو دارم من ماتم زده
    تا بميرم در ميان مي کده

    اسم تو باشد کنار اسم من
    غسل ميت خود دهي بر جسم من



    جاي هر چيزي به من ايمان بده
    عشق قرآن را به من ارزان بده

    اي گل پنهان شده مهدي بيا
    نيمه شعبان شده مهدي بيا



    جمعه هفدهم شهریور 1385 |

     

    طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
    حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه
    هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
    عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه
    عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
    چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
    کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
    غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک

    چاکر هرچي بامرام , مخلص هرچي با وفا
    در به درو هلاک يک همدم پاک و با صفا
    خلاصه اينکه نازنين گذشته هارو بي خيال
    پرواز رو عشق با وفا حتي بدون پرو بال

    عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
    چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
    کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک

    غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک

    طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
    حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه
    هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
    عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه
    عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
    چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
    کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
    غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش ....

    http://music.tirip.com/g.htm?id=9855&title=Be%20Darak&tag=accounting

     

    ***کنکوری ۱۰۰ ٪خیلی خیلی خیلی خیلی مهم



    جمعه سوم شهریور 1385 |

    و اما سریال نرگس ...

    »خوب سریال «نرگس» که بخصوص بخاطر مرحوم پوپک گلدره خیلی گل کرده این روزها واقعا به صورت علامت سوال دراومده واسه بعضی ها که دنبال می کننش بخصوص خانم ها !
    خوب بد نیست یک کمکی از ادامه این سریال رو کنم تا بد که ببینم اگه مورد مقبول واقع شد ادامش بدم پس اگه کسی می خواد ادامه سریال رو نفهمه دیگه نخونه!!!
    و اما ادامه سریال...
    از فردا ستاره اسکندری که تو سریال «موج مرده» ابراهیم حاتمی کیا بازی می کرد جای پوپک گلدره که دیگه بعد از تصادف مرگ مغزی پیدا کرده بود رو می گیره. واسه همین تغییر بازیگر هم یک کلیپ 35 الی 40 دقیقه ای از مزار پوپک و مصاحبه با مادر پدرش پخش میشه و به مردم معرفی میشه که از این به بعد ستاره اسکندری جای پوپک گلدره رو تو سریال نرگس می گیره.
    راستشو بخواین بنظر چندتا از عوامل فیلم ستاره اسکندری تو ادامه سریال که تقریبا 50 درصدش هنوز مونده نتونسته مثل گلدره بازی کنه و تقریبا تم بازی شخصیت نرگس یه جورایی مثل قبل دیگه نیست.
    و اما ادامه داستان که فقط بگم یه روزی که اسحان تو یه بلندی با شقایق زن قبلیش قرار ملاقات گذاشته بود شوکت سر می رسه و شقایق رو پرت می کنه پایین و به قتل می رسوندنش و فرار می کنه. احسان که از همه جا بی خبره سر میرسه و مردم هم که با خبر شده بودن احسان رو می بینن و خیال می کنن احسان شقایق رو کشته و پلیس دستگیرش می کنه.
    تا همین جا کافیه .... ادامه اش رو بعدا می گم.
    فقط بگم که این سریال با ملو درام شروع میشه ، به درام میرسه و با تراژدی تموم میشه.

    اینم کاریکاتور خانم رهنما که واقعا آبروی هر چی بازیگره برده...

    rahnama.jpg

     

    والبته اینم کلیپ تیتراژ سریال اولین شب آرامش

    http://irclip.com/ShowClip.php?ClipId=362

    به سوی تو

    به شوق روی تو

    به طرف موی تو



    سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 |

    2417647178.jpg

    1120612453.jpg

    setareh.jpg

    2023974529.jpg

    3485323693.jpg

    92530411.jpg

    1655066872.jpg

    3773234097.jpg

    photo20.jpg

    photo21.jpg

    photo22.jpg

    4138627217.jpg

    2896152607.jpg

    1514517074.jpg

    1986199843.jpg

    4062652658.jpg

    3380490660.jpg

    380052958.jpg

    1777581876.jpg

    2363806891.jpg

    1147701496.jpg

    7_8503130352_L600.jpg

    sise.jpg

    ronalidinio.jpg

    هر چند که  این جام جهانی برای ما ایرانیها تلخ بود

    سر و ته نوار (مهرداد و گوگوش)

    ستاره آی ستاره (گوگوش)

    ترانه های ستاره آی ستاره و سر وته نوار این روزها دوباره خبر ساز شده اند

    در گفت وگوهایی که با سازندگان این دو ترانه داشتیم ، نظرشان را درباره ی هر دو روایت پرسیدیم و این انگیزه ای شد تا با یک نظر سنجی نسبتن محدود ، نظر مخاطبین این دو ترانه را هم جویا شویم و از چند گروه افراد مختلف بپرسیم ، کدام روایت را بیش تر دوست دارند، روایت دیروز ، یعنی ستاره آی ستاره یا روایت امروزی آن که سر و ته نوار نام گرفته است

    سر و ته نوار (مهرداد و گوگوش)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=11176&title=Sar%20o%20Taheh%20Navar&tag=pms

    ستاره آی ستاره (گوگوش)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=4361&title=Setaareh%20Aay%20Setaareh&tag=pms



    سه شنبه هفدهم مرداد 1385 |

     
     
    يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.......
    يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد..........
    يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"..........
    يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره..........
    يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........
    يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته...
    يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........
    يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.........
    يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا.....
    يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند......
    يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد...........
    يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد.................
    يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................
    يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند......
    يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود........
    يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............
    يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود........... 
    يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري).....
    يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند..............
    يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.........
    يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند...........
    يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد....
    يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند......
    يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.......
    يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ...
    يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد......
    يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد.................
    يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........
    يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.............
    يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............
    يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند.........

    يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد.........
    يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند...
    يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد......
    يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند.........


    يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . .

     

     ده تا از بهترين بهانه‌های پسرها برای خلاص شدن از دست

    دخترها و معنی واقعی اونها!

     
    1- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (يعنی:خيلی زشتی!)

    2- فاصله سني‌مون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)
    3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
    4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)

    5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!) (دوست دخترت زشته) 

     6- من با خانمهای همکارم  بيرون نمی‌رم. (يعنی:خيلی زشتی!)

     7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)
    8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)
    9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)
    10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)

     

     
     
     
    یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
    یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
    یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
    یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
    یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
    یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
    یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
    یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
    یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
    یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
    یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
    یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه) اين مورد رو من به عينه ديدم
    یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
    یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
    یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
    یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
    یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
    یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
    یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
    یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
    یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
    یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
    یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
    یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
    یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
    یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
    یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو! (
    یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه
    یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
    یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
    یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
    یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه
     خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره

    ده تا از بهترين بهانه‌های دخترها برای خلاص شدن از دست

    پسرها و معنی واقعی اونها!

    ۱. فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي)

    ۲. من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي)

    ۳. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 

    ۴.تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم)

     ۵. من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم

    کردم)

    ۶.ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير)

     

    اینم یه شوخی کوچولو بود با پسر دخترای ایرونی که قربون همشون برم

     

    باتقدیم احترام

     



    پنجشنبه پنجم مرداد 1385 |

     

    عروس نيزه ها*

        در رثای شهيد (( ايات الا خرس ))  دختر 18 ساله كه در بيت المقدس غربی دست به عمليات شهادت طلبانه زد .

     

    در مثلثی مهيب 

    كه ماموت ها

                 تنوره می كشند

      جهان

                  ترانه ی تو را

                           می خواند .

    ( عروس نيزه ها )‌

                  زيبا

       هنگام

    كه دست های كو چك ات

    در هيج قاره ای نمی گنجد

    و در كسوف سران !!

    بر پيشانی زيتون

    به قامت ايستاده سبز

    جهان ترانه ی تو را

              می خواند .

    و هنگام

    در آن هنگامه ی ماه

    در طلوع چشمانت

               كه منظومه ها می رقصند

    جهان

      ترانه ی تو را

    ( عروس نيزه ها )

      چه زيبا نشاندی

    به بال افلاك

    پرواز را ……



    شنبه سی و یکم تیر 1385 |
     

     اثبات وجود امام مهدي

     اقامتگاه حضرت

     امام مهدی در روایات

     

    محل ظهور حضرت

    در روايات متعددى آمده كه مکه، محل ظهور حضرت مهدى(ع)مى باشد.

    وقت ظهور

    ۱-جمعه :

    به سكون ميم به معنى هفته وبه ضم ميم، نام يكى از روزهاى هفته است.

    روز جمعه از چند جهت اختصاص به امام زمان دارد.

    يكى آن كه ولادت حضرت درآن روز بوده است. ديگرآن كه ظهورآن جناب در روز جمعه خواهد بود

    انتظار فرج درآن روز بيشتر از روزهاى ديگر است، بلكه عيد بودن روز جمعه وشمردن آن را به عنوان يكى از اعياد چهارگانه، به جهت آن است که در روز زمين را از لوث شرک و کفر واز وجود ملدين و کافرين پاک مي فرمايد

    ۲- عاشورا :

      در پاره اى روايات، از عاشورا به روز ظهور حضرت مهدى (ع) تعبير شده است.

    امام باقر(ع) مى فرمايند: حضرت قائم (ع) روز شنبه كه روز عاشورا است قيام مى كند روزى كه امام حسين (ع) شهيد شد

    ۳- سال فرد :

    در روايات است كه حضرت مهدى (ع)در يكى از سال هاى فرد ظهور مى كند سال هايى چون يك، سه، پنج، هفت يا نُه

    ۴- الر :

    از امام باقر(ع) آمده كه حضرت فرمود:در حروف مقطعه قرآن علم بسيارى است خداى تعالى نازل فرمود: الم ذلك الكتاب... پس حضرت محمد(ص) قيام كرد تا اينكه نورش ظاهر گشت و سخنش در دل ها نشست، و آن حضرت متولد شد در هنگامى كه از هزاره هفتم، صد و سه سال گذشته بود، سپس فرمود: بيان اين مطلب دركتاب خداوند در حروف مقطعه است، هرگاه آن ها را بدون تكرار بشمارى، از حروف مقطعه هيچ حرفى نمي گذرد، جز اين كه با گذشت آن يكى از بنى هاشم قيام كند. سپس فرمود، الف يك، لام سى، ميم چهل، و صاد نود است كه مجموع آن ها صد و شصت و يك مى باشد.

    وآغاز قيام امام حسين (ع)(الم) بود. و چون به آخر مدتش رسيد، قائم فرزندان عباس درالمص قيام كند، و چون آن بگذرد، قائم ما درالر بپا خيزد. پس اين را بفهم و به خاطر بسپار وازنااهل آن را كتمان كن.

    علت غیبت

    در نامه مبارك حضرت ولى عصر(ع) به شيخ مفيد، علت غيبت و طولانى شدن آن چنين آمده است: فما يحسبنا عَنهُم الا ، ما يتصل بنا مما نکرهه ولا نوثره منهم 

    بايد بدانند كه جز برخى رفتارهاى ناشايسته آنان كه ناخوشايند ما است و ما آن عملكرد را زيبنده شيعيان نمى دانيم، عامل ديگرى ما را از آنان دور نمى دارد.

    حقيقت اين است كه انبوهى از روايات به صراحت، بيان گر اين است كه تمام اعمال ما، در عصر هر امام و پيشوايى از پيشوايان معصوم در هفته دوبار، در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه به امام راستين جامعه ارائه مى شود از اين رو طبيعى است كه امام نمى پسندد كه شيعه او به راه انحراف و اشتباه وگناه آلوده شود و همين آلودگى به گناه است كه توفيق تشرف را از آنان سلب و آنان را از افتخار ديدار محروم مى سازد.

    در همان نامه حضرت به شيخ مفيد آمده است كه اگر پيروان و شيعيان ما- كه خدا آنان را در فرمانبردارى خويش توفيق ارزانى شان دارد- به راستى در راه وفاى به عهد و پيمانى كه بر دوش دارند، همدل و يك صدا بودند، هرگز سعادت ديدار ما از آنان به تأخير نمى افتاد.

    به راستى او غيبت نكرده است، ما ففلت كرد ه ايم. هر چه هست از ماست و بايد علَت غيبت را در خويش و رفتارمان جست و جوكنيم.

    نشانه های نزدیک ظهور

    برابر روايات، تعدادى از نشانه هاى ظهور متصل به ظهور خواهند بود به گونه اى كه ميان آن ها و ظهور فاصله زيادى نيست از پديدار شدن نخستين نشانه متصل، تا ظهور مهدى (ع)نشانه ها همچون حلقه هاى زنجير، بدون فاصله پي درپى مى آيند، چنان كه در روايتى، محمد بن صامت از امام صادق (ع)پس از آن كه برخى نشانه ها را امام بيان كرده بودند، پرسيد: فدايت شوم، مى ترسم اين امر تحقق نشانه هاى ظهور مهدى (ع) به طول انجامد امام (ع) فرمود: نه، محققاً هم چون مهره هاى تسبيح، يكى پس از ديگرى مى آيد

    حتى درباره برخى از نشانه هاى متصل به ظهور، مقدار فاصله آن با ظهور نيز بيان شده است امام باقر(ع) درباره قتل نفس زكيه، فرمود: "فاصله ميان كشته شدن نفس زكيه و قيام قائم، بيش از پانزده شب نيست خروج سفيانى و يمانى نيز، برابر آن چه از روايات استفاده مى شود، در يك محدوده زمانى در آستانه ظهور صورت مى گيرد و فاصله آن تا قيام قائم(ع) از پانزده ماه، بيشتر نخواهد بود  بر اين اساس، ترديدى نيست كه شمارى از نشانه هاى ظهور، كه بيشتر نشانه هاى حتمى نيز هستند، نزديك ظهور و متصل به آن واقع مى شوند

    در مقابل، نشانه هاى فراوانى وجود دارند كه پيدايش آن ها در عصر غيبت خبر داده شده، ولى پيوستگى به ظهور معلوم نيست و چه بسا با فاصله زياد از ظهور مهدى (ع) واقع شوند، چنان كه شمارى از نشانه ها بر فرض نشانه بودن آن ها سال ها، بلكه قرن ها از وقوع آن مى گذرد. مانند: از هم گسستن بنى اميه و بنى عباس، خروج ابو مسلم خراسانى، اشغال منطقه جزيره توسط ترك ها و بسته شدن پل بر روى دجله و

    مرحوم شيخ مفيد مى فرمايد: روايات رسيده از پيامبر (ص)و خاندان وحى ورسالت بيانگر نشانه ها و رخدادهايى است كه پيش از قيام حضرت مهدى(ع) پديدار مى گردند كه اهم آن ها عبارتند از: جنبش ارتجاعى سفيانى، قتل سيد حسنى، جنگ قدرت بنى عباس، گرفتن خورشيد در نيمروز ماه رمضان، گرفتن ماه در آخر ماه رمضان، بر خلاف عادت، شكافته شدن زمين و فرو بردن تجاوزكاران، فرو رفتن زمين در مشرق، فرو رفتن زمين در مغرب، توقف خورشيد به هنگام نيم روز در وسط آسمان، طلوع خورشيد از مغرب، قتل "نفس زكيه"پشت دروازه كوفه در زمره هفتاد نفر از شايستگان، بريده شدن سر مردى از بنى هاشم ميان ركن و مقام، ويران شدن ديوار مسجد كوفه، آمدن پرچم هاى سياه از طرف خراسان، قيام و جنبش يمنى، آشكار شدن مرد مغربى و تصرف شام بوسيله سپاه او، فرود آمدن ترك ها در جريره، فرود آمدن روميان در "رمله " طلوع ستاره اى درخشان و نورانى به سان ماه و آنگاه انعطاف خاص آن...، پديدار شدن سرخى در آسمان وگسترش آن در آفاق آسمان، پيدايش ستون آتشى در مشرق به مدت سه تا هفت روز، قيام امت عرب و بركنار شدن زمامدارآن عرب به وسيله ملت هاى خويش و به دست گرفتن زمام اموركشورها به وسيله مردم، خروج جهان عرب از سيطره عجم، كشته شدن رهبر مصر به دست مردم، انهدام شام و اختلاف سه جريان سياسى در آن، ورود پرچم هاى قيس وعرب به مصر، و پرچم هاى كنده، به خراسان، ورود سپاهى از سوى مغرب و رسيدن آن ها به دروازه شهر "حيره "، آمدن پرچم هاى سياه از سوى مشرق، شكستن ديوار فرات و جريان يافتن آب دركوچه هاى كوفه، خروج 60پيامبر دروغين، خروج دوازده امام دروغين،و به آتش كشيده شدن مرد گرانقدرى از بنى عباس بين جلولاء و خانقين ،ايجاد پل ارتباط ميان كرخ و بغداد، وزش بادى سياه در آغاز روز، زلزله اى كه انبوهى را به زمين فررمى برد، ترس و نا امنى فراگيرى كه همه عراق و بغداد را فرا مى گيرد، مرگ سريع و دردناك و نقص و زيان در اموال و جان و ثمرات، آفت ملخ نابهنگام و به هنگام كشاورزى، برداشت كمِ محصولات زراعى، جنگ قدرت ميان عجم و خونريزى بسيار در ميان آنان، شورش بردگان بر ضدَ برده داران وكشتن آنان، مسخ شدن گروهى از بدعتگذاران و به صورت ميمون و خوك درآمدن آنان، تسلط كشورهاى عقب مانده به كشورهاى زورمند و ثروتمند، طنين افكن شدن ندايى از آسمان و رسيدن آن به گوش جهانيان به زبان هاى گوناگون، پديدار شدن چهره و سينه اى دركره خورشيد، زنده شدن گروهى از مردگان و بازگشت آنان به دنيا، به گونه اى كه مردم آنان را شناخته با آنان ديدار مى كنند.

    گرسنگی (گرانی قیمتها )

    از نشانه هاى پيش از ظهور حضرت، گرسنگى ذكر شده است. محمد بن مسلم مى گويد: از امام صادق (ع)شنيدم كه فرمود:پيش از ظهور حضرت قائم (ع) از سوى خداوند براى مؤمنان نشانه هايى است گفتم: خدا مرا فداى توگرداند، آن نشانه ها كدام است؟ فرمود: آن ها همان گفته خداوند است كه فرمود: و لبنونکم بشي ء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرين  وشما مؤمنان را به چيزى از ترس وگرسنگى وكمى دارايى ها وجان ها وميوه ها مى آزماييم، پس صابران را مژده ده آنگاه فرمود:خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنى فلان در دوران پايانى حكومت شان مى آزمايد ومراد ازگرسنگى، گرانى قيمت ها ست.

    ستاره دنباله دار

    طلوع ستاره دنباله دار از نشانه هاى ظهور است

    در روايات آمده است: مهدى(ع)پس از غيبتى طولانى، همزمان با طلوع ستاره اى سرخ و ويرانى رى و خسف زوراء ظهور مى كند.ستاره اى از مشرق طلوع مى كندكه دنباله درخشانى دارد

    طلوع ستاره اى دنباله دار، ملت عرب را به وحشت مى اندازد وآن ستاره اى است كه در طرف مشرق ظاهر مى شود و همانند ماه مى درخشد. سپس دنباله اش برمى گردد و نزديك مى شودكه در سرش به يكديگر برسد

    نشانه هاى حتمى ظهور

    نشانه هايى كه در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع)تحقق خواهد يافت، پنج نشانه است كه به آن ها علائم حتمى مى گويند.زيرا در مورد آن ها احتمال بداء نيست و به طور يقين و جزم واقع شدنى است. اين علائم پنج گانه حتمى در روايات و اخبار از زبان حضرات ائمه معصومين (ع)به ويژه امام على، امام صادق و امام باقر(ع) مطرح شده است.

    امام صادق (ع) مى فرمايد: پنج نشانه قبل از ظهور قائم مى باشد:

    ۱. صيحه آسمانى

     2. خروج يمانى

    ۳. خسف در سرزمين بيداء

    ۴. خروج سفيانى

     5. قتل نفس زكيه

    چه کنیم که ما هم خوش داریم اینجوری با وبلاگمون حال کنیم داش

    خیالیه؟

     



    سه شنبه سیزدهم تیر 1385 |

     

    با هم عشقو شناختیم
    دل به همدیگه باختیم
    که قصره آرزوهامونو با همدیگه ساختیم

    من آن باده پرستم که از عشقه تو مستم
    امیدو آرزوهامو به چشمونه تو بستم
    منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
    در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن
    بذار بشوقه رویه تو زندگی آغاز کنم
    زمزمه های عاشقی با دله خود ساز کنم
    مرغکه پر شکسته ام دسته نوازشی بکش
    که در هوای عشقه تو پرای نو باز کنم
    منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
    در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن
    سرو و سنوبر شرمنده ی تو
    گل متحیر از خنده ی تو
    حرفات شیرینه مثله قندو عسل شعرو غزلها
    سرو و سنوبر شرمنده ی تو
    گل متحیر از خنده ی تو
    بگو همیشه تو عشقه منی جانو تنی آه
    منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
    در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن

    با هم عشقو شناختیم
    دل به همدیگه باختیم
    که قصره آرزوها رو با همدیگه ساختیم

    من آن باده پرستم که از عشقه تو مستم
    امیدو آرزوهامو به چشمونه تو بستم
    منو رها کن از من بیگانه از خویشم کن
    در هوای عشقت عاشقتر از پیشم کن

    http://i2.tinypic.com/qquxrm.gif 

    آسمون آرزومون پره از ابراي تيره
    لالايي واست بخونم تا شايد خوابت بگيره
    اگه از خواب نپريدي توي خواب خدا رو ديدي
    يه جوري بپرس ازش كه دلامون چرا اسيره
    باز كه چشماتو نبستي ببينم باز كه نشستي
    مي دونم يه جوري هستي كه دلت از همه سيره
    اما بهتره بدوني طبق اصل مهربوني
    دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزير
     

    فراموشم نکن

    http://www.iransong.com/g.htm?446

    هنوز عاشقترینم ای تو تنها باور من
    بغیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من

    هنوز عطر تو مونده در فضای خانه من
    هنوزم بیقراره این دل دیوونه من

    فراموشم نکن
    فراموشم نکن
    تویی تنها دلیل بودن من
    به یاد من باش, فراموشم نکن

    من تشنه محبت, درد آشنای هجرت
    دلم به این جدایی, هرگز نکرده عادت

    ناکامی از تولد, همزاد بخت من بود
    ندارم از تو شکوه, این سرنوشت من بود

    فراموشم نکن
    فراموشم نکن
    تویی تنها دلیل بودن من
    به یاد من باش, فراموشم نکن

    بی تو حدیث عشقو دیگر باور ندارم,
    جز با تو بودن آرزویی در سر ندارم

    میپیچه عطر خاطره در خلوت شبهای من,
    تکرار اسمه قشنگت شده عادت لبهای من

    فراموشم نکن
    فراموشم نکن
    تویی تنها دلیل بودن من
    به یاد من باش, فراموشم نکن

    هنوز عاشقترینم ای تو تنها باوره من
    بغیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من

    هنوز عطر تو مونده در فضای خانه من
    هنوزم بیقراره این دل دیوونه من

    فراموشم نکن
    فراموشم نکن
    تویی تنها دلیل بودن من
    به یاد من باش, فراموشم نکن

    فراموشم نکن, فراموشم نکن, فراموشم نکن ...

    سفر کردم که از عشقت جدا شم
    دلم میخواست دگر عاشق نباشم
    ولی عشق تو قلبم مونده ای وای
    دل دیونمو سوزونده ای وای
    هنوزم عشقم هنوزم عاشقم دنیای دردم
    مث پروانه ها دورت میگردم
    مث پروانه ها دورت میگردم

    سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه
    اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
    غم دور از تو بودن یه بی بال و پرم کرد
    نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد
    هنوز پیش مرگتم مت بمیرم تا نمیری
    خوشم با خاطاتم اینو از من نگیری

    دلم از ابر و بارون بجز اسم تو نشنید
    تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو رو دید
    نشو با من غریبه مث نامهربونا
    بلا گردون چشمات زمین و اسمونا
    http://www.yazgulu.com/Guller/126.swf
    میخوام برگردم اما میترسم
    میترسم بگی حرفی نداری
    بگی عشقی نمونده
    میترسم بری تنهام بذاری


    تو رو دیدم تو بارون دل دریا تو بودی
    تو موج سبز سبزه تن صحرا تو بودی

    مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه؟
    مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟

    اینم یه گل قرمز مثل روی ماه همه شما

    http://www.yazgulu.com/Guller/146.swf

    کلاغای خبر چین
    میان هزار تا دسته
    با پرهای شکسته
    میگن که عاشق تو
    تو انزوا نشسته

    لیلا (کلاغای خبر چین)

    http://www.iransong.com/g.htm?id=2950&title=Kalaaghaayeh%20Khabarchin

    حمیرا (سرنوشت )

    http://music.tirip.com/g.htm?id=5362&title=Sarnevesht&tag=streaming&tag=PMS

    حمیرا(اون دیار)

    http://www.iransong.com/g.htm?id=5361&title=Oon%20Diyaar

     سیاوش شمس

    http://www.iransong.com/g.htm?id=4443&title=Daryaa%20Daryaa&tag=iranian

    http://www.iransong.com/g.htm?id=4437&title=Maaleh%20Mani&tag=iranian

    مریم تو به من بد کردی

    http://www.iransong.com/g.htm?id=4455&title=Maryam&tag=iranian

    یواش یواش

    http://www.iransong.com/g.htm?id=4451&title=Yavaash%20Yavaash&tag=iranian

    دختر چوپون

    http://www.iransong.com/g.htm?id=724&title=Aahaay%20Dokhtareh%20Choopoon&tag=iranian

    http://www.iransong.com/g.htm?id=730&title=Room%20Nemisheh&tag=iranian

    مریم حیدرزاده (یادته)

    http://www.iransong.com/g.htm?id=11714&title=Yaadeteh&tag=hobo

    مریم : من که ادعا نکردم

    http://www.iransong.com/g.htm?id=11933&title=Man%20Ke%20Eddeaa%20Nakardam&tag=hobo

    مریم : غصه نخور مسافر

    http://www.iransong.com/g.htm?id=11936&title=Ghosseh%20Nakhor%20Mosaafer&tag=hobo

    مریم : شب رفتنت

    http://www.iransong.com/g.htm?id=11720&title=Shabeh%20Raftanet&tag=hobo

    امید (سپردمت به روزگار)

    http://www.iransong.com/g.htm?id=11841&title=Roozegar&tag=hobo

    مهرذاد (جنوبیا)

    http://www.iransong.com/g.htm?id=1411&title=Jonoobi%20Haa&tag=hobo

    تنگ غروب آسمون (اندی)

    http://www.iransong.com/g.htm?id=3088&title=Yeh%20Roozi%20Tangeh%20Ghoroobe%20Aasemoon%20(Andy)&.redirected

    آصف (خواستم برات نازکنم )

    http://music.tirip.ir/g.htm?id=1511&title=Cheh%20Roozegaari&tag=hgh

    دختر همسایه(جلال همتی)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=19357&title=Dokhtareh%20Hamsaayeh&tag=pms

    سرو ته نوار (مهرداد گوگوش)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=11176&title=Sar%20o%20Taheh%20Navar&tag=pms

    ای نازنین (داریوش)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=11788&title=Naazanin&tag=pms

    اندی(من بی تو یه ناتمومم)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=21056&title=Mohem%20Nabood&tag=pms

    شهره (شب گرفتارم)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=7360&title=Aashegheh%20Zaar&tag=pms

    شهره(برات پیغوم گذاشتم )

    http://music.tirip.com/g.htm?id=7211&title=Naameh&tag=pms

    شهیاد (غم غربت چشات)

    http://music.tirip.com/g.htm?id=21419&title=Naameh&tag=music%20download&tag=pms

     

     

     



    چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 |
                 اگه تو هم آسو پاسی بی خیال گوش کن

    http://www.iransong.com/g.htm?id=18181&title=Bikhiyaal

    غم دنیارو بی‎خیال غصه فردارو بی‎خیال
    بزن بالا نوش جونت امشبه‎رو بابا بی‎خیال
    کلاس ملاسو بی‎خیال لیسانس میسانسو بی‎خیال
    بیا وسط قرش بده ما آس و پاسیم بی‎خیال

    غم دنیارو بی‎خیال غصه فردارو بی‎خیال
    بزن بالا نوش جونت امشبه‎رو بابا بی‎خیال
    کلاس ملاسو بی‎خیال لیسانس میسانسو بی‎خیال
    بیا وسط قرش بده ما آس و پاسیم بی‎خیال

    غم دنیارو بی‎خیال غصه فردارو بی‎خیال
    بزن بالا نوش جونت امشبه‎رو بابا بی‎خیال
    کلاس ملاسو بی‎خیال لیسانس میسانسو بی‎خیال
    بیا وسط قرش بده ما آس و پاسیم بی‎خیال

    ما آس و پاسیم بی‎خیال



    سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 |

    با تمام وجود تقدیم به پسر خاله عزیزم "محسن"

    و معشوقه اش  "شیما"

    وهمشهری دوست داشتنی ام "روهینا" که اینروزا رو به سختی میگذرونه

    به من نگو دوست دارم

    کلیک کن  

    http://www.iransong.com/g.htm?id=1999&title=Beh%20Man%20Nago%20Doostet%20Daaram

    رازقی پرپر شد، باغ در چله نشست

     تو به خاک افتادی ،

     کمر عشق شکست

    ما نشستیم و تماشا کردیم 

    دلم می خواد گریه کنم ، برای قتل عام گل

    برای مرگ رازقی ، دلم می خواد گریه کنم

    برای نابودی عشق ، واسه زوال عاشقی

     وقتی که ها قلب ها و گل ها ، شکسته و پرپر شدن

    وقتی که باغچه های عشق ، سوختن و خاکستر شدن

    من و تو از گل کاغذی ، باغچه ای داشیتیم توی خواب

    با خشت های مقوایی ، خونه می ساختیم روی آب

    وقتی که ما تو جشن شب ، ستاره بارون می شدیم

    وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون می شدیم

    از نوک بال کفترها ، خون پریدن می چکید

    صدای بیداری عشق ، رو خواب شب خط می کشید

    دلم می خواد گریه کنم ، برای قتل عام گل

    برای مرگ رازقی دلم می خواد گریه کنم

    برای نابودی عشق ، واسه زوال عاشقی

    از پشت دیوارهای شب ، انگار صدای پا میاد

    آوازخون در به در ، انگار یه همصدا می خواد

    ابر سیاه رفتنیه ، خورشید دوباره در میاد

    دوباره باغچه گل میده ، از عاشقا خبر میاد

    دلم می خواد گریه کنم ،برای قتل عام گل

    برای مرگ رازقی دلم می خواد گریه کنم

    برای نابودی عشق ، واسه زوال عاشقی                                                     

                       



    شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 |

    تو خوت دونی عزیزم، چنی ده دل میهامت
    وا پای خو اومامه ، بیمه اسیره دامت
    تو عشق بی حاصله منی، تموم حرف دله منی
    وا این همه بی وفایی یات، اگر رویی قاتله منی
    تو که قرار دل منی، چه آتشی دلکه منی
    با این همه بی وفایی یات، اگه روی قاتله منی
    دله مه زخمیهِ عشقه، زخمیه عشق پاکه
    تو بی خیالی امّا، دله مه سیت هلاکه
    تو عشق بی حاصله منی، تمومه حرف دله منی
    وا این همه بی وفایی یات، اگر روی قاتله منی
    تو که قرار دله منی، چی آتشی ده کله منی
    وا این همه بی وفایی یات، اگر روی قاتله منی
    ستم نکو وه عاشق، مر عاشقی گناهه
    یه عمره چی ستاره، چشِ دلم وه راهه
    وه خاطر تو حتی، ده زنییم گذشتم
    سوختم ده تشه عشقُ، یه لحظه ور می گشتم
    تو عشق بی حاصله منی، تموم حرف دله منی
    وا این همه بی وفایی یات، اگر رویی قاتل منی
    تو که قرار دله منی، چی آتشی ده کله منی
    وا این همه بی وفایی یات، اگر رویی قاتل منی


    ترجمه


    تو خودت میدونی عزیزم، چه قدر از ته دل دوست دارم
    با پاهای خودم اومدم، اسیر دامت شدم
    تو عشق بی حاصل منی، تمام حرف دل منی
    با این همه بی وفایی ها، اگه بری قاتل منی
    تو که آرمش قلب منی، مثل آتیش در وجود منی
    با این همه بی وفایی ها، اگه بری قاتل منی
    دل من زخمیه عشقه، زخمیه عشق پاکه
    تو بی خیالی اما دل من برای تو هلاکه
    تو عشق بی حاصل منی، تمام حرف دل منی
    با این همه بی وفایی ها، اگه بری قاتل منی
    تو که آرمش قلب منی، مثل آتیش در وجود منی
    با این همه بی وفایی ها، اگه بری قاتل منی
    ستم نکن به عاشق، مگه عاشقی گناهه
    یه عمره مثل ستاره، چشم دلم به راهه
    به خاطر تو حتی، از زندگیم گذشتم
    سوختم ز آتیش عشقت، یه لحظه بر نگشتم
    تو عشق بی حاصل منی، تمام حرف دل منی
    با این همه بی وفایی ها، اگه بری قاتل منی
    تو که آرمش قلب منی، مثل آتیش در وجود منی
    با این همه بی وفایی ها، اگه بری قاتل منی

     

    این بوسه هم تقدیم به همه شما

    بوسه((روش کلیک کنید))

    http://www.iransong.com/g.htm?id=18742&title=Deleh%20Zakhmi

    به نظر شما اینا اومدن نمایشگاه کتاب بخرن؟

               

      

                                                   

     



    یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 |

                          

                                       

    ای مرغک خیال من منو ببر منو ببر
    ببین  ببین
    شکسته بال من من ببر من و ببر
    نزار که رفتنم بشه آرزوی محال من
    من خسته ام منو ببر ببین شکسته بال من
    دلم تنگه منو ببر

    منو ببر به اونجا که واسه صبح دل انگیزش
    شب از عشق لبریزش تابستون

     تب آلودش پاییز غم انگیزش
    دلم تنگه دلم تنگه
    واسه گل های صحرایش طبیعت تماشایش

    واسه اشکاو لبخنداش واسه زشتی و زیبایش
    دلم تنگه دلم تنگه
    منو ببر به اون جا که توی کو یر خشکیده اش داره بارون میاد نم نم
    کبوتر های تازه نفس خسته از حصار و قفس

     دارن دارن عاشق میشن کم کم
    دارن عاشق میشن کم کم

    ای مرغک خیال من من و ببر من و ببر
    ببین  ببین

    شکسته بال من من ببر من و ببر
    نزار که رفتنم بشه آرزوی محال من
    من خسته ام من و ببر ببین شکسته بال من
    دلم تنگه من و ببر

     

    این بوسه هم تقدیم به همه شما

    بوسه((روش کلیک کنید))


     



    جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 |
    همانطور که ميدانيم هر حادثه و رخداد جهانی که تحقق یافته و خواهد یافت مستلزم علائم و نشانه هایی میباشد. مخصوصا حوادثی که توسط پيامبران الهی خبر داده شده است.

    حرکت منجی عالم بشريت امام زمان- ارواحنا فداه- نيز از اين قانون مستثنی نبوده و علائم و نشانه هايی دارد تا عالم بشريت و بويژه عاشقان و منتظران حضرت متوجه نزديک شدن و يا فرا رسيدن آن شوند.

    از پيامبر گرامی و امامان معصوم حديثی که زمان دقيق ظهور را تعيين کند به ما نرسيده بلکه دستور رسيده که هر گاه شخصی زمانی را تعيين کرد او را تکذيب کنيد؛ اما برای آمدن حضرت نشانه هايی بيان شده که تنها پنج علامت حتمی ميباشد به اين معنی که بعد از وقوع اين حوادث ظهور آقا امام زمان- ارواحنا فداه- قطعی است. برخی پيش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن حضرت و برخی پيش از قيام نجات بخش حضرتش پديدار ميشوند.

    در اينجا نشانه هايی را که برای ظهور حضرت بيان شده است نام ميبريم. قابل ذکر ميباشد که همه اين علائم از علائم و نشانه های حتمی نميباشند.

    امام امير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پيش از قيام قائم تحقّق خواهد يافت، بپا خاستن سفيانى و فرو رفتن گروهى در زمين بيدا و كشته شدن نفس زكيه و فريادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از يمن است.

    نشانه های ظهور:

    ۱-خروج سفيانی ۲-خروج حسنی ۳-خروج يمانی ۴-پديدار شدن پرچم های سياه در ياری امام ۵-کسوف و خسوف ۶-پر شدن

    زمين از ظلم و جور ۷- شهادت نفس زکيه ۸-غريو آسمانی

    ۹-وقوع جنگهای بزرگ ۱۰- حوادث طبيعی ۱۱-پيدايش مدعيان پيامبری و امامت

     (اللهم ارنی الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة و اكحل ناظري بنظرة منّي اليه و عجّل فرجه و سهّل مخرجه و اوسع منهجه و اسلك بي محجّته و انفذ امره و اشدد ازره و اعمر اللهم به بلادك و احيِ به عبادك)

    ×××××××××××××××××××××××××××××××××××           

     این عکس تصويري ست جنجال براگيز كه طي چندماه گذشته بازتابها و بازخوردهاي فراوان داشته و حساسيت به اين تصوير به خاطر عده اي ست كه معتقدند « در قسمت بالای عکس نامه به خط امام زمان است و در زير توضيحات عبدالسلام محمد الحر».اين عكس در برخي مناطق تهران و مسجد جمكران توزيع شده است.

    emam_zaman.jpg




    خبرگزاري انتخاب : عکس روبه رو تصويري ست جنجال براگيز كه طي چند ماه گذشته بازتابها و بازخوردهاي فراوان داشته و حساسيت به اين تصوير به خاطر عده اي ست كه معتقدند « در قسمت بالای عکس نامه به خط امام زمان است و در زير توضيحات عبدالسلام محمد الحر».اين عكس در برخي مناطق تهران و مسجد جمكران به وسعت بسيار زيادي توزيع شده است

    آیا در طول دوران غیبت در مکه یا در جمکران و یا هر جای دیگر با خلوص می توانیم آقا را ببینیم مانند کسانی که در سفر حج به دنبال آقا می گردند؟
    به طور کلی یک اصل داریم وآن اینکه امکان شرفیابی به محضر مقدس امام
    زمان ( ع) وجود دارد. مهمترین عامل برای توفیق به محضر حضرتش، توجه قلبی، مواظبت های عملی، رعایت تقوا، استمرار به گونه ای خاص، از عبادات خداوند و اطاعت اولیایش بوده است.

    اما در عین حال نباید نقش زمانهای خاص مثل نیمه شعبان و ... و مکانهای خاص مثل مکه مکرمه ، صحرای عرفات ( جبل الرحمة)، مسجد سهله، و مسجد جمکران برای حصول دیدار آن عزیز سفر کرده را از نظر دور داشت. اگر مسجد جمکران با دستور حضرت و به لطف او بنا شده و مهمانخانه ایشان می باشد ، طبیعی است که حضرت
    توجه بیشتری به این مکان مقدس داشته باشد

    امام هنگام ظهور در مسجد سهله‏ اقامت خواهد کرد. ده‏ها هزار پیامبر در این مسجد نماز گزارده‏اند و محل سکونت بزرگانى چون حضرت ابراهیم و ادریس و خضر بوده است.امام صادق-علیه السلام- به ابوبصیر فرمود: اى ابامحمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله مى‏بینم که با زن و فرزندانش در آن مستقر مى‏گردد.

    ابوبصیر پرسید: آیا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت مگر آن که در این مسجد نماز گزارد. هر کس در این مسجد بماند، مانند آن است که در خیمه رسول خدا اقامت کرده است. هیچ مرد و زن مؤمنى نیست مگر آن که دلش به سوى آن مسجد پَر مى‏کشد. روز و شبى نیست مگر آن که فرشتگان به این مسجد پناه مى‏برند و در آن به عبادت خداوند مى‏پردازند.

    ناگفته نماند، هم اکنون در سه گوشه این مسجد سه مقام، با اعمال ویژه، واقع شده
    است. که این مقام‏ها به حضرت ابراهیم و ادریس و خضر منسوبند



    پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385 |


    به درب ورودی ۳۰ تا ۴۵ ثانيه

                                                                 دقت کنيد.ممنون  

                                                  اگه تا الان جن ندیدی خوب نگاه کن 

                                 بد نیست از جن بیشتر بدونیم: 

     

    یکی از آفریده های خداوند موجودی است به نام جن

    جِن از موجودات خیالی وافسانه‌ای فرهنگ عامه و خرافات مردم خاورمیانه و ایران است. جن واژه‌ای عربی و به معنی موجود پنهان و نادیدنی است و در فارسی با مفهومی نزدیک به پری از این موجود نامریی یاد می شود. جمع واژه جن، اَجِنّه است.

    باورها پیرامون اجنه

    در باور برخی افراد، جن ها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محل هایی مانند گرمابه، آب‌انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز سم دارد. مژه های دراز او نیز با مژه انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوازد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا می آید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت. این موجود را همزاد آن طفل می خوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را می ربایند و همزاد او را بجایش می گذارند. به باور برخی، به زبان آوردن نام جن شگون ندارد و ممکن است آن ها را حاضر کند. بنابراین برای دلخوشی جن ها هم شده به آن ها " از ما بهتران " گفته می شود. روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه از مابهتران به لباس و صورت آدمیزاد درمی آیند. در این روزها نباید به دیدن مریض رفت، زیرا چه بسا که از ما بهتران به شکل یکی از دوستان یا بستگان به دیدن مریض برود و به او صدمه برساند. ازمابهتران مانند آدمیان جشن و سرور و شادمانی و گاهی هم عزاداری به راه می اندازند. این مراسم بیشتر در گرمابه های عمومی و شب هنگام برگزار می شود. کسی که شب تنها به حمام برود و دائم بسم الله نگوید جن به سراغ او می آید. اگر کسی در تاریکی تنها به حمام برود و بی احتیاطی کند و در آنجا بخوابد، ناگاه متوجه می شود که دورادور او را جنیان گرفته اند، یا یکی دو جن در گوشه و کنار حمام مشغول شستشو هستند. جنیان ابتدا با محبت نزدیک می شوند، اما اگر انسان با نگاه کردن با پاهایشان که سم دارد ایشان را بشناسد، آن وقت به آزار او مشغول می شوند. از مابهتران اهل رقص، موسیقی و شادی اند. اگر کسی را بین خود ببینند او را وامی دارند تا آن قدر برقصد که دیوانه شود. با دمیدن صبح صادق، جنیان ناپدید می شوند. اما هنگام روز نیز اگر کسی در حمام آب بخورد و کف دست چپ خود را روی سر نگذارد، جن به بدن او وارد می شود و دیوانه و غشی خواهد شد. از ما بهتران اگر از کسی نیکی ببینند، صدچندان به او نیکی می رسانند. مثلا اگر پزشکی شب هنگام طفلی را از مرگ برهاند یا مجروح و بیماری را نجات دهد و این کار در بیابان یا تاریکی و تنهایی صورت بگیرد، ممکن است جنیان را مداوا کرده باشد. آن گاه ازمابهتران به او مال و خوشبختی بسیار می رسانند. برخی مردم با انجام مراسم چله نشینی، از مابهتران را احضار می کنند و آن ها را وا می دارند تا کارهای مورد نظرشان را انجام دهند. برای چله نشستن از محلی خاص در مسجدهای کهنه و قدیمی استفاده می شود به نام چله خانه که غرفه ای کوچک و تودرتو و تاریک است. شخص در چله خانه می رود. دورادور خود را خط می کشد و میان دایره می نشیند. روز اول چهل بادام غذای اوست. اما به تدریج هر روز یکی کم می کند و تا آخرین روز فقط یک بادام می خورد. در این روزها همه کار او دعا خواندن است. روز چهلم ارواح و شیاطین و جن ها به او ظاهر می شوند و هرچه را بخواهد انجام می دهند. برای این کار ترتیب دیگری هم هست و آن این که یک شب تا صبح آیه ای از قران را پی درپی می خوانند تا از ما بهتران حاضر شوند.

    مقابله با جن

    از خطرناک ترین جن ها آل است که موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستان های آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینیی از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر می شود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را می رباید. سپس به سرعت به طرف آب می رود و جگر زائو را به آب می زند. زائو بلافاصله می میرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زده اند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اطاق گذاشت. آل و از ما بهتران از چیزهای فلزی نوک تیز می ترسند. فرو کردن سوزن به پارچه ای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است. از اعتقادهای قدیمی ایرانیان یکی این است که آهن دیو و غول و اهریمن را دفع می کند و ضد جادو است. تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اطاق بوده اند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اطاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغ ها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام می برند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر می گیرد و با جام چهل کلید روی او آب می ریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچه ای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد.

    ویژگیهای جن از دید قرآن

    باور قرآن درباره جن اینگونه است: نخست اینکه: این نوع از آفریدگان پیش از نوع بشر خلق شده‏اند. دوم اینکه: این نوع آفریدگان از جنس آتش خلق شده‏اند، همچنان که نوع بشر از جنس‏خاک خلق شده‏اند، و در این باب فرموده: "جان را ما قبلا از آتشی سموم آفریده بودیم" (۱) . سوم اینکه: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و رستاخیز دارند، و در این‏باب فرموده: "اینان کسانیند که همان عذابهایی که امت‏های گذشته جنی و انسی را منقرض کرده بود، برایشان حتمی شده" (۲) . و چهارم اینکه: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره فرموده: "و اینکه مردانی از انس بودند که به مردانی از جن پناه می‏بردند" (۳) . پنجم اینکه: این نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایی ‏سریع و اعمالی شاقه را می‏توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان(ع)و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه‏شهر سبا آمده است. ششم اینکه: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، برخی صالح و بعضی دیگر فاسدند، و در این باره آیات زیر را می‏خوانیم"من جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند" (۴). . این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه 56 و سوره الرحمان آیه 15 می‌فرماید:«جن موجودی است که از آتش آفریده شده است.» (و خلق الجان من مارج من نار)
    جن اگرچه موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر وجودی، ضعیف‌تر از انسان و تحت تسخیر اوست؛ چنان که می‌دانیم همین موجودات در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه او بودند. پیامبری که از جنس انسان‌ها برانگیخته شود پیامبر جنیان نیز هست.
    امامان معصوم علیه السلام که به اذن خداوند، قدرت تصرف بر هر چیزی را دارند، بر جنیان نیز مسلط هستند. در تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام موارد متعددی در این مورد به چشم می خورد. گاهی نیز خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی می‌نمودند، و پرسش‌های دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام برطرف می‌کردند، زیرا امام برای گروه جن نیز امام است.

    خلاصه سخن آن که جنیان در تکلیف و مسؤولیت‌ها و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرو افتادن در دوزخ با آدمیان یکسان هستند .

    بنابراین، این سخن که "جنیان به معنای میکروب و موجودات زنده ریز و ذره بینی هستند" باطل و نادرست است. آیا آنها هستند که با انسان ها و در ردیف آنها به جهنم می‌روند؟ آیا میکروب ها هستند که در مکه به حضور رسول خدا رسیدند و ایمان آوردند و آن محل اکنون به نام
    مسجد جن موجود است و مستحب است که حاجیان در آنجا دو رکعت نماز گزارند؟

     





    پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 |

    هر چه گشتیم در این شهر
    نبود اهل دلی
    که بداند غم دلتنگی و تنهایی
    خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
    گریه من حقیقی و خنده من دروغه
    روزایی که نیومدی وای که چه حالی داشتم
    مثل گذشته های دور کاشکی دوستت نداشتم
    کاشکی دوستت نداشتم
    وای . بیا تا همیشه خودم رو واسه تو یه همراه بدونم
    نذار با دل ساده . بی تو . تو فصل جدایی بمونم
    چه التماسی واسه تو . تو این صدامه
    اگه بیای صد آرزو . تو لحظه هامه
    خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
    گریه من حقیقی و خنده من دروغه
    روزایی که نیومدی . وای که چه حالی داشتم
    مثل گذشته های دور کاشکی دوستت نداشتم

    کاشکی دوستت نداشتم
    کاشکی دوستت نداشتم
    کاشکی دوستت نداشتم...

     

     



    شنبه دوم اردیبهشت 1385 |

    بی تو هر شب غمتو به خلوت خودم می بردم
    خبری از تو نبود و لحظه ها رو می شمردم
    وقتی شب سحر میشد به بیقراری
    خودمو به دست گریه می سپردم
    گله و شکایتی از تو به لب نمی آوردم
    تو به یاد من نبودی اما من واسه ات می مردم
    اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم

    من تو رو از تو میخواستم که به عشقت
    در دنیا رو به روی خود ببندم
    تو منو مثل یه بازیچه میخواستی
    که واسه ات گریه کنم واسه ات بخندم
    اما من واسه ات می مردم
    اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم

    یه شبی بی تو تو دفترچه قلبم
    اونجا که آخر عشق و سر گذشته
    زیر اسم خودمون واسه ات نوشتم
    راست میگی که اون گذشته ها گذشته

    تو منو با دریا دریا اشک چشمام نمی خواستی
    آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی
    تو منو مثل یه بازیچه میخواستی
    اما من واسه ات می مردم
    اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم

    یه شبی بی تو تو دفترچه قلبم
    اونجا که آخر عشق و سر گذشته
    زیر اسم خودمون واسه ات نوشتم
    راست میگی که اون گذشته ها گذشته
    تو منو با دریا دریا اشک چشمام نمی خواستی
    آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی
    تو منو مثل یه بازیچه میخواستی
    اما من واسه ات می مردم
    اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم

    قابل توجه اونایی که خیلی عشقی اند:



    یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 |

     

     ***************************************************************

                  

    تا حالا شده قیامت و یه نمه احساس کنی بگو آره شده همین خورشید گرفتگی چند روز پیش

    امابزرگتر از اون :روز ۵ شنبه  دهم فروردین تو مغازه بودیم که کامپیوتر ها همه تکون خوردن هیچکی هم نفهمید بجز منو داداشم گفتیم حتمآ از خستگیه .

    شب اومدیم خونه حدود ساعت ۱۱بود که زمین لرزید چه لرزیدنی هم  تازه فهمیدیم نه بابا خیالات نبوده خلاصه همه به سمت حیاط خونه دویدیم آره شب و با هزار ترس ولرز خوابیدیم .

     ساعت ۵:۱۵ صبح بودکه ازخواب بلند شدم خیلی تشنه ام بود کمی آب خوردم

     موذن داشت اذان می خوند توی ۲تا( الله اکبر)اش بود خواستم بگیرم بخوابم که زمین دوباره به شدت لرزید:

                                     ((اذا زلزلت الارض زلزالها ))

    تو خونمون که فقط من بیدار بودم با صدای بلند داد زدم همه رو بالاخره بیدار کردیم وبه سمت حیاط فرستادیم .زمین لرزه درسته چند ثانیه بود اما بدن لرزه ۲.۳ساعت

    بابا توزمین زلزله میاد صداهای عجیب و قریب از آسمون زهرتو می ترکونه حالا اگه زلزله خالی بود حرفی/ صداهای رعد وبرق گونه قبل ویعد زلزله خیلی ترسناک ووحشتناک بود / ما هم که کاری از دستمون ساخته نبود جز نماز آیات ودعا

    بعضی از اهالی اینجا زیاد جدی نگرفتن و خوابیدن منم با خودم گفتم چه بی خیال. ولی چه فایده آخه

    حدود ربع ساعت بعد اقا زلزله بد جوری واسشون لالایی خوند و ازنازبیدارشون کرد ودیگه نذاشت تا صبح  بخوابن.

     همه ماشینارو روشن کرده بودن وتو ماشین نشسته بودن بعضی ها هم که با ماشین الفرار

    صبح که اخبار رو گوش کردیم معلوم شد که مرکزش دورود بوده که تا الان ۴ بار اومده وشهرهای اطراف مثل :خرم آباد -بروجرد -همدان -تویسرکان هم باش لرزیدن ومتاسفانه تو خود دورود(۷۰)نفر کشته و (۱۳۰۰)زخمی داشته. 

    البته مث اینکه تهرانی های عزیز هم احساسش کردن وووووووووووووووووووی

    چند لحظه روزمین دراز بکش چشماتو ببند خودتو  محکم تکون بده چطوریه؟

     

    ***************************************************************

     

     

     

     


     

    امکان پیش بینی زلزله
                 در طول دهه شصت میلادی پیش بینی زلزله حتی برای زلزله شناسان با وجود تحقیقات گسترده و مشاهدات عینی بیشمار در مورد چندین زلزله امر ناشناخته به حساب می آمد. در هر حال متخصصین زلزله شناسی به تدریج از وجود وقایع معینی که قبل از وقوع زلزله رخ می دهد آگاه شدند.کارشناسان ژاپنی اولین کسانی بودند که با مسئله پیش بینی زلزله بطور اصولی و با تشکیل کمیته پیش بینی زلزله برخورد نمودند. ( طی سالهای 1960تا 1963) همکاری این کشور و امریکا در سال 1961 در این زمینه پایه گذاری گردید

                                                عكس العمل حيوانات قبل از وقوع زلزله    

               کلیه شواهد اصولی و غیر اصولی مانند حرکات جانوران و حرکت آبهای سطحی و آبهای زیرزمینی را مورد توجه قرار می دادند. آنها متوجه شدند که از بعضی از حیوانات قبل از زمین لرزه حرکات عجیب و استثنائی سر می زند مرغها که شبها چرت می زنند، بیدار و هوشیار جفت دو پا را بر زمین میخکوب می کنند و و حشت زده به نظر می رسند. مارها که در سوراخهای زمینی پنهان هستند به سطح زمین می آیند و سگها حتی آنهائیکه به طور عادی ساکت هستند بدون وقفه پارس می کنند.پرندگان زندانی در قفس مخصوصاً پرندگان آواز خوان رفتاری دگرگونه پیدا می کنند. خرگوشها و موشها از لونه های خود فرار می کنند و اسبها و خوکها با وضع ناارام وجنون آمیزی پا به زمین می کوبند و دور خود می گردند. مورچه ها نیز به صورت بی هدف در تعدادی از لانه های خود خارج می شوند.
    در اینجا چینی ها علم زلزله شناسی و جامعه شناسی را هم ادغام کرده و پدیده های مجهول و حتی اسرار آمیز مانند حرکت جانوران نیز با اهمیت تلقی شده بود.
    زلزله شناسان چینی توانستند با اطلاعات بدست آمده و تجزیه و تحلیل آنها زلزله ((های چانگ)) را پیش بینی کنند.
    به طور کلی علت واکنش حیوانات قبل و مقارن وقوع زلزله از نظر علمی دقیقاً معلوم نیست شاید حیوانات ارتعشات و امواجی را حس می کنند که آدمی قادر به احساس آن نمی باشد.
    حیوانات می توانند صداهائی را بشنوند که از امواج درونی زمین بر می خیزد و بوی گاز رادون را که حاکی از وقوع زلزله است حس می کنند یا تغییرات در حوزه الکتریکی که برای انسانها نامحسوس است برای حیوان قابل شناخت است.امروزه تقریباً محرز شده است که صدا می تواند یکی از مؤثرترین عوامل در ناراحتی حیوانات باشد با توجه به انتشار امواج با فرکانسهای مختلف از مرکز زلزله در جهات مختلف و مشاهده آنها در لرزه نگار به وجود امواج مافوق صوت و مادون صوت پی برده شده است.
    این دو مورد از امواج برای ا نسان قابل شنیدن نبوده ولی بسیاری از حیوانات قادر به شنیدن آن هستن
    اصولی ترین و مطمئن ترین عامل به عنوان پیش آگهی یک زلزله تلقی شود تغییراتی است که قبل از وقوع زلزله در تغییر شکل نسبی زمین ایجاد می شود.
    اکثر زلزله های بزرگ در اثر شکستن ناگهانی بخشی از پوسته جامد زمین که مانع از حرکت آزاد صفحات تشکیل دهنده پوسته شده اند به وقوع می پیوندد.

     



    جمعه هجدهم فروردین 1385 |
    بهار بهار امسال موقعه كار امسال
    بجاي جو و گندم كاشتن دار امسال
    آه بهار بهار امسال

    يه خونه بي غذا نيست يه سفره توش غذا نيست
    جز اونا كه اميرند يه آدم رضا نيست
    شعر وترانه مردن شاعرا رو شمردن
    شبي كه عروسي داشتن بجشن گوله بردن
    بهار بهار امسال

    ده به ده بچه ها شون بريده دست و پا شون
    نصف شبا تو زندون در ميارند چشاشون
    يه كوچه نيست ببيني داغ جوون ندارن
    اين همه عاشق و اونجا نام و نشون ندارن
    بهار بهار امسال

    از اون همه قشنگيها خبر نيست وطن نگو اونجا ديگه وطن نيست
    وطن نگو اونجا ديگه وطن نيست

    تو كوچه هاش چوبه داره اونجا آدم كشي خودش يه كاره اونجا
    بهار بهار امسال

    برابري برادري دروغه تو صف مردنم بري شلوغه
    منبر و مسجد مثل قبله گاه ارزش جون قيمت پر كاه
    هيشكي به فكر هيشكي نيست عجيبه
    آدم تو آب وخاكشم غريبه
    بهار بهار امسال

     

    سال نو مبارک باد



    دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 |

    محسن چاووشی - لنگه کفش

    برای دانلود روی ادامه مطلب کلیک کنید

     چاوشی -لنگه کفش

    بچه های جنوب

    غزل خون

    دل

    عشق ۲حرفی

    خیانت البته فکر نمینکنم این اهنگ باشه

    خاطره های مرده ورژن جدید توپ

    رئیس خوشگلا

    لنگه کفش 

     **************************************

    اینم آلبوم جدید بنیامین ـ اینم بمونه

     

    برای دانلود روی ادامه مطلب کلیک کنید


    آهنگ یک : لکنت

    آهنگ دو :
    عاشق شدم

    آهنگ سه :
    خاطره ها

    آهنگ چهار :
    اینم بمونه

    آهنگ پنج :
    یادم میاد

    آهنگ شش :
    بی اعتنا

    آهنگ هفت :
    من امشب می میرم

    آهنگ هشت :
    ترانه واضح

    آهنگ نه :
    آدم آهنی


     



    چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 |

    بیا و بهم بگو که ...

    نشود فاش کسی آنچه میان من وتوست
    تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست
    گوش کن با لب خاموش سخن می گو یم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست
    روزگاری شد وکس مرد ره عشق ندید
    حالیاچشم جهانی نگران من و توست
    گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
    همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
    گوش کن با لب خاموش سخن می گو یم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست
    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
    هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
    این همه قصه ی فردوس وتمنای بهشت
    گفتگو ای وخیالی ز جهان من و توست
    سایه زآتشکده ی ما ست فروغ مه و مهر
    وه از این آتش روشن که به جان من توست
    گوش کن با لب خاموش سخن می گو یم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست

     



    شنبه بیستم اسفند 1384 |

     

    تا گرم آغوشت شدم
    چه زود فراموشت شدم

    تقصير تو نبود
    خودم باري روي دوشت شدم

    كاشكي دلت بهم ميگفت
    نقشه ي قلبمو داره

    هركي زد و رفت و شكست
    يه روز يه جا كم مياره

    موندنو سوختن و ساختن
    همه يادگار عشق
    انتقام از تو گرفتن
    كار من نيست

    كاره عشقه

    موندنو سوختن و ساختن
    همه يادگار عشق
    انتقام از تو گرفتن
    كار من نيست

    كاره عشقه

     


     



    چهارشنبه دهم اسفند 1384 |